با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٦ - يزيد در خانهاش با مشكل روبرو مىشود
هند گفت: من سراسيمه و ترسان از خواب بيدار شدم و ديدم كه از سر حسين (ع) نورى مىتابد. سپس در جست و جوى يزيد بر آمدم و ديدم كه در اتاقى تاريك رفته و رو به ديوار كرده و مىگويد: مرا با حسين چه كار؟ غم واندوه وجودش را در بر گرفته بود. آن گاه در حالى كه سرش پايين بود به خواب رفت». [١]
٤. عزادارى حسين (ع) در خانه يزيد
اهل بيت حسين (ع) كاخ يزيد را به عزا خانه و ماتم سراى حسين (ع) تبديل كردند؛ آنجا كه يكى از مورّخان تصريح كرده است: «و ماتم به پا كردند»؛ [٢] و اين پس از ورود اهل بيت (ع) به خانه يزيد بود.
برخى ديگر تصريح كردند كه آنها مدّت سه روز براى حسين (ع) ماتم گرفتند. [٣]
اوضاع چنان بر ضدّ يزيد بن معاويه ملعون تغيير كرد كه اقدام به برپايى عزا براى حسين (ع) به مدّت سه روز كرد.
ابن سعد گويد: «يزيد به زنان خاندان ابو سفيان فرمان داد كه سه روز براى حسين (ع) عزا به پا كردند. پس هر زنى كه به ما رسيد گريه و شيون مىكرد؛ و مدّت سه روز براى حسين (ع) نوحه سرايى كردند» [٤].
بلاذرى گويد: «هنگامى كه زنان حسين (ع) را نزد زنان يزيد بن معاويه بردند، شمارى از آنها فرياد بر آوردند و شيون سر دادند و براى حسين ماتم به پا كردند؛ و گفته مىشود كه يزيد اجازه اين كار را به آنها داد» [٥].
[١] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٩٦؛ و ر. ك: نور الابصار، ص ١٣٥، كه خواب را به طور مفصّل نقل كرده است.
[٢] . تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤ ص ٨٦؛ تذكرة الخواص؛ ص ٣٦٥؛ روضةالواعظين، ج ١، ص ١٩١؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٩٥.
[٣] . تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٥٣؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤ ص ٨٧؛ مقتل خوارزمى، ج ٢ ص ٧٣؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٩٩؛ بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٤٢.
[٤] . الطبقات الكبرى، ص ٨٣؛ نيز ر. ك: تذكرة الخواص، ٢٦٢؛ عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٨٩، به نقل از مرآة الزمان، ص ١٠٠؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٠٣.
[٥] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١٧.