با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٥ - يزيد در خانهاش با مشكل روبرو مىشود
شيون كن و بر پسر دختر رسول خدا (ص) و قريش ناب گريه كن! ابن زياد شتاب كرد و او را كشت، خدا او را بكشد!». [١]
در روايت سيّد محمّد بن ابى طالب [٢] و علامه مجلسى [٣] آمده است كه او در حالى كه سرش برهنه بود، پرده را پاره كرد و به يزيد كه در مجلس عمومى نشسته بود پرخاش كرد؛ پس يزيد وى را پوشاند. بنابراين او پس از ورود اهل بيت (ع) به خانهاش به مجلس يزيد رفته است.
ابن سعد گويد: «ام كلثوم، دختر عبدالله بن عامر بن كريز، بر حسين (ع) گريست. وى آن روز همسر يزيد بن معاويه بود. يزيد گفت: او حق دارد كه بر بزرگ و آقاى قريش گريه و زارى كند». [٤]
٣. خواب همسر يزيد
علامه مجلسى گويد: در برخى از تأليفات اصحاب ما آمده است: «از هند، زن يزيد، نقل است كه گفت: در حال رفتن به رختخواب بودم كه ديدم درى از آسمان گشوده شدو فرشتگان دسته دسته به سوى سر حسين (ع) مىآيند و مىگويند: درود بر تو اى يا اباعبد الله، درود بر تو اى فرزند رسول خدا، من در همين حال بودم كه ديدم ابرى از آسمان فرود آمد؛ كه مردان بسيارى در آن بودند. در ميان آنان مردى بود با چهرهاى چون ماه تابان. پيش آمد تا آنكه خم شد و دندانهاى جلوى حسين (ع) را بوسيد و گفت: اى پسرم تو را كشتند! آيا آنان را مىبينى كه تو را نشناختند و از نوشيدن آب منعت كردند. اى پسرم! من جدّ تو رسول خدايم، اين پدرت على مرتضى (ع) است، اين برادرت حسن (ع) است اين عمويت جعفر است، اين عقيل است، اين دو حمزه و عباسند؛ آن گاه اهل بيتش را يكى پس از ديگرى بر شمرد.
[١] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٣.
[٢] . تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٩٩.
[٣] . بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٤٢.
[٤] . الطبقات الكبرى، ص ٨٣؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٠٣؛ عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٨٩، به نقل از مرآة الزمان، ص ١٠٠.