با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٣ - يزيد در خانهاش با مشكل روبرو مىشود
اى فريادى كه از فريادگران نيكوست، چه آسان است مرگ بر نوحه سرايان؛
هرگاه خداوند كارى را مقدّر سازد، انجام مىشود. ما بدون انجام اين كار هم از فرمانبردارى اينان خوشنود بوديم. [١]
بلى، قاضى نعمان مطلبى را نقل كرده است كه از ريشه با آنچه گفتيم مغايرت دارد، و انگيزه و كيفيت گريه و زارى آنها صورت ديگرى پيدا مىكند. وى به نقل از
[١] . انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤١٩ نيز ر. ك: تذكرة الخواص، ص ٢٦٥، آنجا كه مىگويد: چون زنان حسين بن على (ع) بر زنان يزيد وارد شدند گفتند، واحسينا! يزيد صدايشان را شنيد و گفت: اى فريادى كه ...
احاله دادن امور به قضا و قدر- بدون درك معناى صحيح آن- روش بنى اميه و طرفدارانشان بود؛ و براى اينكه خود را از جناياتى كه مرتكب شده بودند، تبرئه كنند، به ترويج تفكر جبر گرايى در مقابل اختيار و خواب كردن عقول مردم مىپرداختند.
حضرت آيت الله جعفر سبحانى در كتاب ابحاث فى الملل و النحل، (ج ١، ص ٢٣٣) مىنويسد: بنى اميه مسأله قضا و قدر را ابزارى براى توجيه كارهاى زشت خويش قرار دادند؛ و انواع بيهودهگرى و فسادى را كه مرتكب مىشدند، به قضا و قدر نسبت مىدادند.
ابو هلال عسكرى (در اوايل الاوائل، ج ٢، ص ١٢٥) مىنويسد: معاويه نخستين كسى بود كه پنداشت همه كارهاى بندگان به خواست خدا انجام مىگيرد. از اين رو در پاسخ ام المؤمنين عايشه درباره علت نصب يزيد به عنوان خليفه مسلمانان گفت: كار يزيد، قضايى از قضاهاى (الهى) است و بندگان را به كار خويش اختيار نباشد. (الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٦٧). وقتى عبدالله نيز دليل نصب يزيد را از معاويهپرسيد، همين پاسخ را به وى داد ... حكومت جائر اموى با قدرت هر چه تمامتر كوشيد كه اين فكر را در جامعه اسلامى تثبيت كند؛ و مخالفان نيز با ظلم و ستم و تبعيد روبرو شوند. دكتر محمود صبحى (در كتاب نظرية الامامة، ص ٣٣٤) مىنويسد: «معاويه براى پشتيبانى حكومتش از قدرت تنها استفاده نمىكرد، بلكه ايدئولوژى را نيز به كار مىگرفت كه عمق عقيده را زير تأثير قرار مىداد. او ميان مردم اعلام مىكرد كه خلافت ميان او و على بود و چون خداى را در اين كار داور قرار دادند به نفع او و به زيان على (ع) رأى داد! نيز هنگامى كه خواست از اهل حجاز براى پسرش يزيد بيعت بگيرد، اعلام كرد كه انتخاب يزيد قضاى الهى است و مؤمنان را در كارشان اختيار نمىباشد. و همچنين نزديك بود در افكار مسلمانان چنين القا كند كه هرچه خليفه فرمان مىدهد، هر چند كه فرمانبردارى خداوند در مخالفت با آنها باشد، قضاى الهى است كه بر بندگان مقدّر ساخته است».
چنين دستاويزى به غير امويانى كه در خدمت خلفا و امرايشان بودند نيز سرايت كرد. براى مثال هنگامى كه عبد الله بن مطيع به عمرو بن سعد بن أبى وقاص به خاطر قتل امام حسين اعتراض كرد و گفت: «همدان و رى را بر قتل پسر عمويت برگزيدى»، چنين پاسخ داد: «اينها امورى بود كه از آسمان مقدر شده بود. من پيش از واقعه در كار او انديشه كردم ولى او زير بار نرفت» (طبقات ابى سعد، ج ٥، ص ١٤٨).