با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٩ - نقش سكينه، دختر امام حسين(ع)، در مجلس يزيد
سكينه در همه مراحل قيام امام حسين، و از جمله در مجلس يزيد، نقش مهمّى داشت.
آن حضرت به شيوه برادرش امام سجّاد (ع) و عمهاش زينب كبرى (س) حركت مىكرد، همان اهداف را دنبال مىنمود و به همان روشها توسل مىجست. از اين رو مىبينيم كه از اسيران به عنوان اينكه از آل محمد (ص) هستند ياد مىكند تا بر جوّ مسموم محيط چيره گردد.
حِمْيرى از عبدالله بن ميمون، از جعفر بن محمد از پدرش نقل مىكند كه فرمود: چون فرزندان امام حسين (ع) را نزد يزيد بردند، آنان را در روز و با روى باز وارد كردند. پس شاميان جفا پيشه گفتند: زيباتر از اين اسيران نديدهايم، شما كه هستيد؟ سكينه، دختر حسين (ع)، فرمود: ما اسيران آل محمد (ص)، هستيم. [١]
مىبينيم كه آن حضرت با استوارى هر چه تمام رو در روى يزيد قرار مىگيرد و او را ناگزير مىسازد كه از موضع خود عقب بنشيند، به طورى كه اظهار پشيمانى كرد و به دروغ، مسؤوليت را به گردن پسر مرجانه افكند.
ابن سعد گويد: سكينه دختر حسين (ع) گفت: اى يزيد، آيا دختران رسول اللّه (ص) بايد اسير باشند. [٢]
يزيد گفت: اى دختر برادر! به خدا سوگند اين كار، بر من بيش از تو گران مىآيد.
و گفت: به خدا سوگند كه اگر ميان پسر زياد و حسين (ع) قرابتى مىبود، اقدام به اين كار نمىكرد، ولى سميه ميان آن دو جدايى افكنده است!
و گفت: بدون قتل امام حسين (ع) نيز از فرمانبردارى اهل عراق خوشنود بودم. خداوند ابا عبد الله (ع) را رحمت كند. ابن زياد در كشتن او شتاب ورزيد. اگر من مصاحب او بودم و تنها راه دفع جنگ از وى، كاسته شدن بخشى از عمرم مىبود، دوست داشتم كه مرگ را از او دور سازم! و دوست داشتم كه او را با مسالمت نزد من مىآوردند. [٣]
[١] . قرب الاسناد، ص ٢٦، ح ٨١؛ و به نقل از آن بحار الانوار، ج ٤٥، ص ١٦٩، ح ١٥.
[٢] . بر گرفته از سير اعلام النبلاء و ديگر منابع.
[٣] . الطبقات الكبرى (ترجمة الامام الحسين (ع)، ص ٨٣)؛ عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٨٨، به نقل از مرآة الزمان، ص ١٠٠؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٠٣ (با اندكى اختلاف).