با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٥ - ام سلمه تربت حسين(ع) را مىبيند
اين چه خاكى است؟ فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه اين- حسين (ع)- در سرزمين كربلا كشته مىشود. به جبرئيل (ع) گفتم: خاك زمينى را كه در آن كشته مىشود نشانم بده؛ و اين همان خاك است» [١].
حاكم به نقل از عبد الله بن وهب بن زمعه گويد: امّ سلمه (رض) به من خبر داد كه رسول خدا (ص) شبى به قصد خواب درازكشيد، اما سراسيمه بيدار شد، بار ديگر دراز كشيد و به خواب رفت. سپس سراسيمه بيدار شد، ولىكمتر از آنچه بار نخست ديدم.
سپس خوابيد و در حالى كه خاكى در دست داشت و آن را مىبوسيد بيدار شد. گفتم: اى رسول خدا، اين چه خاكى است؟ فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه اين- حسين (ع)- در سرزمين عراق كشته مىشود. به جبرئيل گفتم: «خاك زمينى را كه در آن كشته مىشود نشانم بده»؛ و اين همان خاك است.
سپس گفت: اين حديث طبق موازين بخارى و مسلم صحيح است ولى آن دو نقلش نكردهاند [٢].
طبرانى از مطلب بن عبدالله بن حنطب از ام سلمه نقل مىكند كه گفت: «روزى رسول خدا (ص) در اتاق من نشسته بود؛ و فرمود: هيچ كس بر من وارد نشود. من منتظر ماندم.
آن گاه حسين (ع) وارد شد و من شنيدم كه صداى هق هق گريه رسول خدا بلند است.
نگاه كردم و ديدم كه حسين (ع) در دامن اوست و پيامبر (ص) به صورتش دست مىكشد و مىگريد. گفتم: به خدا سوگند، هنگامى كه داخل شد نفهميدم. فرمود: جبرئيل با ما در اتاق بود. پرسيد: آيا او را دوست مىدارى؟ گفتم: از دنيا آرى؟ گفت: امّت تو او را در زمينى به نام كربلا خواهند كشت. آن گاه جبرئيل مقدارى از تربتش را برداشت و به رسول خدا (ص) نشان داد. چون حسين (ع) را در هنگام كشتن محاصره كردند، پرسيد: نام اين زمين چيست؟ گفتند: كربلا. فرمود: خداو رسول او راست گفتند. زمين اندوه و گرفتارى» [٣].
[١] . المعجم الكبير، ج ٣، ص ١١٦، ح ٢٨٢١؛ ر. ك: كنز العمال، ج ١٣، ص ٦٥٧، ٣٧٦٦٧.
[٢] . المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٣٩٨، به نقل از آن، احقاق الحق، ج ١١، ص ٣٣٩؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٢٨٩؛ ذخائر العقبى، ص ١٥٧.
[٣] . المعجم الكبير، ج ٣، ص ١١٥، ح ٢٨١٩.