با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٦ - اسارت اهل بيت
آرى آنان در حالى كه با ريسمان به جهاز شتر بسته شده بودند و چهره زنان باز بود وارد شام شدند ... انّا للَّهو انّا اليه راجعون.
از زينب كبرى (س) نقل شده است كه فرمود: خدا مىداند كه بر سر ما چه آمد. نيكان ما كشته شدند، ما را همانند گوسفندان پيش راندند و بر پالان شتر نشاندند. [١]
در نامه ابن عباس به يزيد آمده است: «بدان كه از شگفتترين شگفتىها- و تا زنده باشى روزگار تو را به شگفت آورد- اين بود كه دختران عبد المطلب و كودكان خردسالش را مانند اسير به شام بردى تا به مردم نشان دهى كه بر ما چيره شدهاى و بر ما حكم مىرانى. به خدا سوگند كه روز و شب از دست من آسوده نخواهى بود .... [٢]
ابن حبان گويد: سپس عبيدالله بن زياد سر حسين بن على (ع) را همراه اسيران اهل بيت (ع) از زن و كودك، با سر و روى باز، سواربر پالانها، به شام فرستاد. [٣]
گويد: سپس اسيران اهل بيت رسول خدا (ص) را از زن وكودك، با سر و روى باز بر پالانها سوار نموده و به همين صورت وارد دمشق كرد. [٤]
ابن عبد ربه گويد: شاميان دختران رسول خدا (ص) را به عنوان اسير بر پالان شتر سوار كردند. [٥]
يعقوبى گويد: اهل و عيال و فرزندان حسين (ع) را به شام بردند و سرش را بر نيزه كردند. [٦]
ابن اعثم و خوارزمى گفتهاند: آن قوم، حرم رسول خدا (ص) را از كوفه به شام بردند، سوار بر محملهاى برهنه، از شهرى به شهرى و از منزلى به منزلى، همان گونه كه اسيران ترك و ديلم را مىبرند. [٧]
[١] . اخبار الزينبات، ص ١١٦.
[٢] . تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٥٠.
[٣] . كتاب الثقات، ج ٢، ص ٣١٢.
[٤] . همان، ص ٣١٣؛ عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٦٥.
[٥] . العقد الفريد، ج ٥، ص ١٣٢.
[٦] . تاريخ اليعقوبى، ج ٢، ص ٢٤٥.
[٧] . الفتوح، ج ٢، ص ١٨٠؛ مقتل الخوارزمى، ج ٢، ص ٥٥؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٧٩.