با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤ - ريشههاى مسأله
مىشود. چون به اين سرزمين مىرسيدم، چارپايم چنان مىدويد كه من جا مىماندم! اما پس از كشته شدن حسين (ع) به آرامى حركت مىكردم.» [١]
سبط بن جوزى به نقل از ابن سيرين گويد: پانصد سال پيش از بعثت پيامبر (ص) سنگى به زبان سريانى پيدا شد كه ترجمه عربى آن چنين بود:
أرتجوا امّة قتلت حسيناً شفاعة جدّه يوم الحساب [٢]
آيا قاتلان حسين (ع) در روز قيامت از جدّش اميد شفاعت دارند؟
خوارزمى از يكى از رهبران بنى سليم نقل مىكند كه گفت: بزرگان ما براى ما چنين نقل كردهاند: بر يكى از كنيسههاى روم وارد شديم. در ديوارش صخرهاى ديدم كه در آن چنين نوشته بود:
آيا امتى كه حسين را كشته است در روز قيامت به شفاعت جدّش اميد دارد؟
نه به خدا سوگند، براى آنها شفيعى نيست؛ و آنان در قيامت در عذاب هستند.
ما به يكى از بزرگان كنيسه گفتيم: از چه زمانى اين نوشته در اينجا هست؟ گفت:
سيصد سال پيش از بعثت پيامبر شما. [٣]
در برخى كتابها آمده است كه ششصد سال پيش از مبعث رسول خدا (ص) اين شعر در اينجا يافت شده است. [٤]
زرندى از سليمان بن يسار نقل مىكند: سنگى يافت شد كه بر آن نوشته شده بود:
[١] . الكنى (از دولابى)، ج ٢، ص ٢٠؛ المعجم الكبير، ج ٣، ص ١١٨، ح ٢٨٢٧؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٢٩١؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٩٠.
[٢] . تذكرة الخواص، ص ٢٧٤، بسيارى از مورخان ديگر نيز همين معنا را با اندكى اختلاف نقل كردهاند، مثل: نظم درر المسطين، ص ٢١٩؛ كشف الغمة، ج ٢، ص ٥٤؛ فرائد السمطين، ج ٢، ص ١٦٠؛ كشف الغمّة، ج ٢، ص ٥٤؛ البداية والنهاية، ج ٨، ص ٢٠٢؛ احقاق الحق، ج ١١، ص ٥٦٧؛ الرجال، شيخ عثمان دورة الحنفى، ص ٣٨٦؛ الاخبار الطوال، ص ١٠٩؛ تاريخ الخميس، ج ٢، ص ٢٩٩؛ حياة الحيوان، ج ١، ص ٦٠؛ نور الابصار، ص ١٢٢.
[٣] . مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٩٣؛ بشارة المصطفى، ص ٢٠١؛ امالى صدوق، ص ١٩٣، مجلس ٢٧ ح ٢٠٣؛ روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩٣؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٩؛ احقاق الحق، ج ١١، ص ٥٥٧ ٥٦٠.
[٤] . كفاية الطالب، ص ٨٣٨؛ تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٤٤٢.