پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - ترجمه
چنگال شب و روز و نور و ظلمت نمىگردد.
آنگاه در ادامه اين سخن مىفرمايد: «هرگز توصيف به داشتن اجزا و داشتن جوارح و اعضا، و عرضى از اعراض و دارا بودن تفاوت و ابعاض نمىشود»؛ (و لا يوصف بشيء من الأجزاء، و لا بالجوارح و الأعضاء، و لا بعرض من الأعراض، و لا بالغيريّة و الأبعاض).
روشن است تمام اين امور يعنى دارا بودن اجزا و اعضاى بدن و قبول عوارض- مانند رنگها و كيفيت و كميت متفاوت- همه از خواص جسم و جسمانيات و ماده و ممكنات است و همچنين تفاوت با اشياى ديگر، زيرا لازمه آن تركيب از قدر مشترك و مابه الامتياز است و هرگونه تركيب دليل است بر احتياج مركب به اجزاى خود، و موجود محتاج، واجب الوجود بىنياز از همه چيز نتواند بود.
در ادامه بيان اوصاف سلبيه خداوند امام عليه السّلام اوصاف ديگرى را بيان مىفرمايد كه:
«حد و نهايتى براى او نيست و نه انقطاع و پايانى، اشيا به او احاطه ندارند تا وى را بالا برند يا پايين آورند، و چيزى او را حمل نمىكند تا به جانبى متمايل سازد يا ثابت نگهدارد!»؛ (و لا يقال: له حدّ و لا نهاية، و لا انقطاع و لا غاية؛ و لا أنّ الأشياء تحويه فتقلّه [١] أو تهويه [٢]، أو أنّ شيئا يحمله، فيميله أو يعدّله).
اين اوصاف ششگانه (حد، نهايت، انقطاع، پايان، احاطه كردن و حمل كردن) همه از اوصاف جسم و جسمانيات است و خداوندى كه منزه از جسمانيت است هيچيك از اين اوصاف در ذات پاكش راه ندارد و به فرض كه بعضى از اين اوصاف درباره غير موجودات مادى نيز صادق باشد بىشك از اوصاف ممكن الوجود است كه همواره و از هرنظر
[١]. «تقلّ» از ريشه «قلّ» بر وزن «ذلّ» به معناى بالا گرفتن و برترى جستن است و نوك كوه را به همين جهت قلّه ناميدهاند، كه در بلندترين نقطه كوه واقع شده است.
[٢]. «تهوى» از ريشه «هوّى» بر وزن «تهى» به معناى سقوط از بلندى است و هوا بر وزن «قفا» به تمايل و عشق گفته مىشود.