پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٨ - حوادث دردناك هنگام رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و بعد از آن
قاعدة دينية مثل ما سلّ على الإمامة في كلّ زمان؛ زيرا در هيچ برنامه دينى شمشيرى همچون شمشيرى كه در امامت و خلافت در هرزمان كشيده شد، كشيده نشد».
سپس داستان سقيفه بنى ساعده و اختلافاتى را كه در آن روى داد و سرانجام با ابو بكر بيعت كردند، نقل مىكند.
ششمين اختلاف را به امر فدك اختصاص مىدهد و اشاره به سخن فاطمه زهرا عليها سلام مىكند كه آن را به عنوان هبه پيامبر و يا لا اقل ارث پيامبر مطالبه مىفرمود؛ ولى ابو بكر با روايت (مجعول): «نحن معاشر الأنبياء لا نورّث، ما تركناه صدقة؛ ما پيامبران چيزى را به ارث نمىگذاريم و هرچه را از ما بماند صدقه در راه خداست»، با وى مخالفت مىورزيدند.
آنگاه به هفتمين اختلاف درباره مانعان زكات كه بعضى آنها را كافر مىدانستند و بعضى غير كافر و اختلاف هشتم كه تصريح ابو بكر به خلافت عمر در وقت وفاتش بود، مىكند كه گروهى از مردم به او گفتند: «ولّيت علينا فظّا غليظا؛ شخص خشنى را بر ما گماشتى»؛ ولى گروهى او را پذيرا شدند.
نهمين اختلاف در امر شوراى شش نفره عمر بود كه براى تعيين خليفه بعد از خودش ترتيب داده بود و دهمين اختلاف در زمان امير مؤمنان على عليه السّلام رخ داد كه بعد از اتفاق عموم مسلمين نسبت به خلافت و بيعت با آن حضرت روى داد، طلحه و زبير و عايشه شعله جنگ جمل را برافروختند و معاويه جنگ صفين و خوارج جنگ نهروان را. [١]
(١). ملل و نحل شهرستانى، صفحه ١٦- ١٩، چاپ دار الفكر بيروت، (با تلخيص).