پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - نكته رابطه تكبّر و تعصّب
نماندهاند؛ در حوادث شوم عصر جاهليّت مىخوانيم كه دوبار درگيرى شديد بين قبايل عرب واقع شد كه به نام «فجار» در تاريخ مشهور شده است. فجار اوّل زمانى واقع شد كه مردى از طايفه بنى كنانه بدهى قابل ملاحظهاى به مردى از طايفه هوازن داشت. و قادر به پرداختن آن نبود. مرد هوازنى در سوق عكاظ (بازارى كه هرسال يك بار در نزديك طايف تشكيل مىشد) ميمونى مشاهده كرد و گفت چه كسى پيدا مىشود كه اين ميمون را در قبال طلبى كه من از فلانكس دارم بفروشد و مقصودش از اين سخن، تحقير مرد كنانى بود كه از پرداخت بدهىاش عاجز شده بود. در اين هنگام مردى از طايفه بنى كنانه رسيد و با شمشير خود ميمون را كشت. مرد هوازنى فرياد كشيد و مرد كنانى هم طايفه بنى كنانه را به يارى خود طلبيد و دو قبيله به جان هم افتادند و درگيرى شديدى واقع شد كه نزديك بود به جنگ تمام عيارى تبديل شود.
فجار دوم كه مدتى بعد از وفات عبد المطلب روى داد به اين سبب حاصل شد كه جوان نادانى از قبيله بنى غفار در گوشهاى از بازار عكاظ نشسته بود و پاى خود را دراز كرده بود و مىگفت من برترين مرد عربم و هركس قبول ندارد اين دو پاى مرا قطع كند جوان بىخرد ديگرى همچون او كه از قبيله بنى قيس بود شمشير كشيد و پاى وى را مجروح كرد. فرياد از دو طرف برخاست و قبايل آن دو به جان هم افتادند و درگيرى شديدى بين طرفين اتفاق افتاد و بعد از مدتى عداوت و دشمنى با يكديگر صلح كردند. [١]
در قرن اخير نيز جنگ جهانى دوم همانگونه كه مىدانيم بر اثر نژادپرستيهاى آلمانيهاى نازى رخ داد كه در طول آن دهها ميليون نفر كشته و دهها ميليون مجروح و مفقود الاثر شدند و ويرانيهاى عظيمى در اروپا و نقاط ديگرى از جهان روى داد و حتى امروز نيز عامل اصلى تجاوزهاى مستكبران و جنايتكاران اسرائيلى چيزى جز خودبرتربينى و تعصبهاى نژادى نيست.
با توجه به آنچه در بالا آمد به عمق كلام امام عليه السّلام در اين خطبه كه اين همه اظهار
[١]. كامل ابن اثير، جلد ١، صفحه ٥٨٩- ٥٨٨.