پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١ - نكته آيا زمانى بود كه مخلوقى نباشد؟
خوانديم. در پاسخ سؤال اوّل مىتوان گفت: همانگونه كه خداوند فيّاض است حكيم على الاطلاق نيز هست و او فاعل مجبور نيست ممكن است حكمتش چنان ايجاب كند كه در آغاز چيزى نباشد سپس موجود شود، بنابراين فيّاض بودن او مانع از عدم اشيا در قبل از آفرينش نيست.
و در پاسخ سؤال دوم ممكن است گفته شود كه در آغاز جهان ويران مىشود همان گونه كه در آيات بالا اشاره شد؛ ولى بعد از ويرانى به كلى محو مىگردد به گونهاى كه جز ذات پاك خدا باقى نمىماند. سپس آنچه را فانى شده بود- به صورت اعاده معدوم، البتّه در شكل معقولش [١]- را به صحنه حيات مىآورد، و درست همانند آنچه در سابق بود همان بهشت و همان دوزخ، همان انسانها و همان قبرها، و اين امر معقولى است و در بخش آينده اين خطبه نيز اشاراتى به اين مطلب ديده مىشود.
(١). اعاده معدوم شكل نامعقولى دارد و شكل معقولى؛ شكل نامعقول آن اين است كه موجود فانى شده با همه ويژگىها و حتى ويژگى زمان سابق بازگردد. اين محال است، زيرا بازگشت زمان معنا ندارد و تناقض است؛ ولى شكل معقول آن اين است كه همه چيز جز زمان به صورت نخست بازآيد و شايد عدم توجه به اين تفاوت سبب شده كه دانشمندان گرفتار يك نزاع لفظى در مسئله اعاده معدوم بشوند؛ بعضى آن را محال بدانند و بعضى ممكن.