پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - شرح و تفسير احاطه علمى او به همهچيز
آنها را از شاخهها جدا مىسازد و نيز از محل سقوط و قرارگاه قطرات باران و جايگاه كشش دانهها به وسيله مورچگان و حركات آنها (بر روى زمين) و غذايى كه پشه را كفايت مىكند و آنچه را كه انسان يا حيوانات ماده در رحم دارند، از همه اينها آگاه است»؛ (فسبحان من لا يخفى عليه سواد غسق [١] داج [٢]، و لا ليل ساج [٣]، في بقاع الأرضين المتطأطئات [٤]، و لا في يفاع [٥] السّفع [٦] المتجاورات؛ و ما يتجلجل [٧] به الرّعد في أفق السّماء، و ما تلاشت [٨] عنه بروق الغمام، و ما تسقط من ورقة تزيلها عن مسقطها عواصف [٩] الأنواء [١٠] و انهطال [١١] السّماء! و يعلم مسقط القطرة و مقرّها، و مسحب [١٢] الذّرّة و مجرّها [١٣]، و ما يكفي البعوضة من قوتها، و ما تحمل الأنثى في بطنها).
به راستى دقّت در آنچه امام در بالا درباره علم و آگاهى خداوند نسبت به همه
[١]. «غسق» به معناى شدت تاريكى است كه معمولا در نيمه شب حاصل مىشود.
[٢]. «داج» از ريشه «دجوّ» بر وزن «غلوّ» به معناى فراگير شدن ظلمت و تاريكى است.
[٣]. «ساج» از ريشه «سجوّ» بر وزن «غلوّ» به معناى سكون و آرامش است.
[٤]. «متطأطئات» جمع «متطأطئ» به معناى منخفض است.
[٥]. «يفاع» به معناى هرچيز مرتفع.
[٦]. «سفع» جمع «سفعة» بر وزن «سفره» به معناى سرخ مايل به سياهى است.
[٧]. «يتجلجل» از «جلجلة» گرفته شده كه در اصل به معناى صداى رعد است. سپس به هرصداى شديدى اطلاق شده است.
[٨]. «تلاشت» از «تلاشى» به معناى متلاشى شدن و از هم پاشيدن است. بعضى ريشه اين واژه را «لا شىء» يعنى هيچ دانستهاند.
[٩]. «عواصف» جمع «عاصف» و «عاصفة» به معناى تندباد است.
[١٠]. «انواء» جمع «نوء» بر وزن «نوع» غروب ستاره در طرف مغرب را گويند و عرب درباره «انواء» عقيدهاى داشت كه در نكات خواهد آمد به معناى طوفان نيز آمده است.
[١١]. «انهطال» به معناى فروريختن بارانهاى دانه درشت است و گاه به فروريختن اشك نيز اطلاق مىشود.
[١٢]. «مسحب» اسم مكان از ريشه «سحب» بر وزن «سهو» به معناى به سوى خود كشيدن است.
[١٣]. «مجرّ» اسم مكان است از ريشه «جرّ»؛ يعنى كشيدن.