پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١ - شرح و تفسير از بزرگان متكبر خود پيروى نكنيد
آن گذشت و كبر و غرورى را پذيرا شدند كه (بر اثر فزونى) سينهها با آن تنگ شد»؛ (أمرا تشابهت القلوب فيه، و تتابعت القرون عليه، و كبرا تضايقت الصّدور به).
اشاره به اينكه مسئله كبر و غرور و خطرات و آثار شوم آن، امرى ريشهدار در همه امتها و ملتها و سرچشمه جنگهاى خونين و نزاعهاى دامنهدار و انواع جنايات و غفلتها و بىخبريها بوده است.
برترىجوييها و تعبات كور، چهره تاريخ بشر را تاريك كرده و مهمترين دام شيطان در اعصار و قرون پيشين و در امروز و فرداست.
يكى از شارحان نهج البلاغه (مرحوم مغينه) در شرح خود از فيلسوف معروف انگليسى «راسل» نقل مىكند كه مىگويد هرانسانى دوست دارد خدا باشد و عجيبتر اين كه كمتر كسى است كه باور كند اين امر محال است. سپس اين شارح دانشمند مىافزايد اين سخن، صحيح است ولى آنها كه آرزو مىكنند خدايى كنند و به آن نمىرسند، براى سير كردن درون تشنه خويش از برترىجويى و افتخار به استخوانهاى پوشيده اموات و نياكانشان يا پست و مقامى كه دارند و يا ذكر نامشان در صفحات جرايد بهره مىگيرند.
سپس امام عليه السّلام انگشت روى نقطه اصلى درد گذارده كه همان پيروى بىقيدوشرط از رؤساى قبائل و سردمداران فساد و متكبران خودخواه است كه مردم را به جهت هوسهاى خود مىكشانند و فتنه و فساد بر پا مىكنند، مىفرمايد: «به هوش باشيد، بترسيد و بر حذر باشيد از پيروى و اطاعت (كوركورانه) بزرگترها و رؤسايتان، همانها كه به سبب موقعيت خود، تكبر مىورزند و خويش را بالاتر از نسب خود مىشمرند، اعمال نادرست خود را به خدا نسبت مىدهند و به انكار نعمتهاى او برمىخيزند تا با قضايش ستيز كنند و بر نعمتهايش چيره شوند»؛ (ألا فالحذر الحذر من طاعة ساداتكم و كبرائكم! الّذين تكبّروا عن حسبهم، و ترفّعوا فوق نسبهم، و ألقوا الهجينة [١] على ربّهم، و
[١]. «هجينه» به معناى نقص و صفت زشت و قبيح است و از ريشه «هجونه» گرفته شده است.