پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩ - شرح و تفسير اين گونه بايد خدا را شناخت
معنا كه حد و مرز جسمش طولانى است (او باعظمت است) اما نه به اين معنا كه ابعاد جسمانى فوق العاده بزرگ دارد، بلكه شأن و مقامش بزرگ و والاست و سلطهاش با عظمت!»؛ (ليس بذي كبر امتدّت به النّهايات فكبّرته تجسيما، و لا بذي عظم تناهت به الغايات فعظّمته تجسيدا؛ بل كبر شأنا، و عظم سلطانا).
اشاره به اينكه وقتى مىگوييم الله اكبر (خداوند از همه چيز بزرگتر است) گاه به ذهن افراد ناآگاه چنين مىآيد كه ابعاد وجودى او شرق و غرب و شمال و جنوب عالم را پر كرده است و هنگامى كه مىگوييم خداوند عظمت دارد فكر مىكنند نسبت به موجودات ديگر مانند كوهها و درياها و آسمانها چنين است، در حالى كه بزرگى و عظمت خدا جنبه جسمانى ندارد، بلكه عظمت و بزرگى معنوى است، زيرا اگر او داراى جسم بزرگى بود حتما اجزايى داشت و نهايتى و زمان و مكانى، حال آنكه از همه اينها برتر و بالاتر است و چه زيبا فرمود امام صادق عليه السّلام آنجا كه شخصى در حضورش گفت: اللّه اكبر، امام عليه السّلام از او پرسيد: خدا از چه چيز بزرگتر است؟ عرض كرد: «من كل شىء» (از همه چيز) امام عليه السّلام فرمود: در اين صورت خدا را محدود (به زمان و مكان) ساختى. آن مرد عرض كرد: پس چه بگويم؟ فرمود: بگو: «اللّه اكبر من أن يوصف؛ خداوند برتر از آن است كه به وصف درآيد». [١] اشاره به اينكه ما هروصفى براى او قائل شويم در نهايت از اوصاف مخلوقات است، زيرا در فكر ما بيش از اين نمىگنجد، بنابراين او برتر از همه اين اوصاف است.
قرآن مجيد نيز مىگويد: « «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» منزه است خداوند از توصيف آنها مگر بندگان مخلص خدا». [٢] (كه او را به آنچه شايسته است وصف مىكنند).
(١). الكافى، جلد ١، صفحه ١١٧، حديث ٨.
(٢). صافات، آيات ١٥٩ و ١٦٠.