پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٧ - شرح و تفسير خطر منافقان!
آگاهانه در گمراهى گام مىنهند و دومى اشاره به كسانى است كه اشتباه و خطاى فراوان دارند. آرى! چون از نور علم و ايمان بىبهرهاند اشتباهات آنها نيز فراوان است.
افزون بر اين صفات چهارگانه آنها افراد متلوّنى هستند كه هرروز به رنگى و هرزمان به شكلى درمىآيند تا منافع نامشروع خود را از اين طريق تأمين كنند؛ در جمع نمازگزاران به نماز مىايستند و در ميان شرابخواران به شرب خمر مىنشينند و مطابق توصيف قرآن « «وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ» و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات كنند مىگويند ما ايمان آورديم؛ ولى هنگامى كه با افراد شيطانصفت خود خلوت مىكنند مىگويند: ما با شماييم ما فقط آنها را مسخره مىكنيم». [١]
تفاوت «يتلّونون» و «يفتنّون» ممكن است از اين جهت باشد كه اوّلى اشاره به جهات ظاهرى آنها مىكند كه هرروز به رنگى درمىآيند و دومى اشاره به نقشههاى پنهانى آنها دارد كه هرروز به سراغ نقشه مرموز تازهاى مىروند و طبيعت نفاق در هرصورت دوگانگى در گفتار و رفتار و برنامهها است.
سپس امام عليه السّلام در ادامه اين سخن به شش وصف ديگر از اوصاف خطرناك آنها در عبارتى كوتاه و پرمعنا اشاره مىكند، مىفرمايد: «از هروسيلهاى براى فريفتن شما استفاده مىكنند، و در هركمينگاهى به كمين شما مىنشينند. دلهايشان آلوده و بيمار، و ظاهرشان را (براى فريب شما) پاك نگه مىدارند، در پنهانى گام برمىدارند، و همچون خزندهاى در لابهلاى بوتههاى درهم پيچيده خود را مخفى ساخته، پيش مىروند، بيان آنها درمان، گفتارشان (به ظاهر) شفابخش؛ ولى كردارشان درد بىدرمان است!»؛ (و يعمدونكم [٢] بكلّ عماد، و يرصدونكم [٣] بكلّ مرصاد. قلوبهم دويّة [٤]، و صفاحهم [٥]
[١]. بقره، آيه ١٤.
[٢]. «يعمدونكم» از ريشه «عمد» به معناى ستون زدن گرفته شده و منظور در اينجا اين است كه آنها از هر وسيلهاى بر ضد شما استفاده مىكنند.
[٣]. «يرصدونكم» از «رصد» بر وزن «صدف» در اصل به معناى آمادگى براى مراقبت از چيزى است و به معناى كمين كردن آمده است.
[٤]. «دوية» از ريشه «دوّى» از «دوا» به معناى بيمارى گرفته شده و دوّى (صفت مشبهه بر وزن فعيل) به معناى آلوده و بيمار و مؤنث آن دوّيه است؛ ولى «دواء» بر وزن دمار از همين ماده گرفته شده و به معناى دارو و درمان و چيزى است كه درد را زايل مىكند.
[٥]. «صفاح» جمع «صفح» به معناى پهنه صورت يا كاغذ و امثال آن است و در اينجا اشاره به اين است كه ظاهر منافقان پاك و درونشان آلوده است.