پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠ - ترجمه
مؤمن بك يا رسول اللّه، و أوّل من أقرّ بأنّ الشّجرة فعلت ما فعلت بأمر اللّه تعالى تصديقا بنبوّتك، و إجلالا لكلمتك. فقال القوم كلّهم: بل ساحر كذّاب، عجيب السّحر خفيف فيه، و هل يصدّقك في أمرك إلّا مثل هذا! (يعنونني).
ترجمه
من با آن حضرت- صلّى اللّه عليه و آله- بودم؛ كه سران قريش نزد او آمدند و گفتند: اى محمّد تو ادعاى بزرگى كردهاى؛ ادعايى كه هيچيك از پدران و خاندانت نكردند. ما از تو معجزهاى مىخواهيم كه اگر پاسخ مثبت پيش چشم ما به انجام برسانى، مىدانيم كه تو پيامبر و فرستاده خدايى و اگر انجام ندهى، خواهيم دانست، ساحر دروغگويى هستى.
پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- فرمود: خواسته شما چيست؟ گفتند: اين درخت را (اشاره به درختى كردند كه در آنجا بود) براى ما صدا زن، تا با تمام ريشههايش كنده شود و پيش روى تو بايستد، پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- فرمود: خداوند بر هر چيزى تواناست. آيا اگر اين كار را براى شما انجام دهم، ايمان مىآوريد و شهادت به حق خواهيد داد، عرض كردند: آرى، فرمود: من به زودى آنچه را مىخواهيد به شما نشان مىدهم؛ ولى مىدانم كه شما به خير و نيكى (و ايمان و تسليم در برابر حق) باز نمىگرديد، و نيز مىدانم در ميان شما كسى است كه درون چاه (در سرزمين بدر) افكنده مىشود (اشاره به جنازههاى ابو جهل و عتبه و شيبه و امية بن خلف است كه در ميدان بدر به چاه افكنده شدند) و نيز كسى است كه احزاب را (براى جنگ با مسلمين) بسيج مىكند (اشاره به ابو سفيان است).
سپس فرمود: اى درخت اگر به خدا و روز واپسين ايمان دارى و مىدانى كه من رسول خدا هستم با ريشهها از زمين كنده شو و نزد من آى و به فرمان خدا پيش روى من بايست!