پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤١ - شرح و تفسير اهميّت اداى امانت
جملههاى بعد از آن به خوبى نشان مىدهد كه هدف از ذكر امانت در اينجا، همان مفهوم عام است، چون در تعقيب اين جمله، امام مىفرمايد: «اين امانت بر آسمانهاى برافراشته و زمينهاى گسترده و كوههاى مرتفع كه از آنها طولانىتر و عريضتر و برتر و بزرگتر پيدا نمىشود، عرضه شد (ولى آنها قدرت تحمّل آن را نداشتند و آن را نپذيرفتند)»؛ (إنّها عرضت على السّماوات المبنيّة [١]، و الأرضين المدحوّة [٢]، و الجبال ذات الطّول المنصوبة، فلا أطول و لا أعرض، و لا أعلى و لا أعظم منها).
سپس مىافزايد: «و اگر بنا بود چيزى به واسطه طول و عرض و قوّت و قدرتى كه دارد از پذيرش امانت امتناع ورزد، به يقين آسمان و زمين و كوهها امتناع مىكردند؛ ولى آنها (نه به جهت غرور و قدرت بلكه) از عقوبت الهى (به سبب عدم اداى حق آن) وحشت داشتند و آنچه را كه موجودى ناتوانتر از آنها- يعنى انسان- از آن بىخبر بود درك كردند (آرى) انسان، ستمگر و نادان بود»؛ (و لو امتنع شيء بطول أو عرض أو قوّة أو عزّ لا متنعن؛ و لكن أشفقن من العقوبة، و عقلن ما جهل من هو أضعف منهنّ، و هو الإنسان، «إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا»).
اين كلام امام اشاره به همان چيزى است كه در آيه ٧٢ سوره احزاب آمده است كه مىفرمايد: « «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا» ما امانت (تعهّد، تكليف و ولايت الهى) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم. آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن
[١]. «مبنيّة» از ريشه «بناء» گرفته شده كه مفهوم آن روشن است و چون وجود بناء در ساختار زمين و آسمان مطلب واضحى است، نياز به بيان ندارد؛ بر اين اساس اين واژه اشاره به مفهوم مهمترى مىكند و آن بلندى و رفعت و عظمت بناست.
[٢]. «مدحوّه» از ريشه «دحو» بر وزن «محو» به معناى گستردن گرفته شده است و منظور از «دحو الارض» اين است كه در آغاز- همانگونه كه علم زمينشناسى نيز تأكيد مىكند- تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فراگرفته بود؛ اين آبها تدريجا در گودال زمين جاى گرفتند و خشكىها از زير آب سر برآورد و زمين آماده سكونت انسانها شد.