پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤٣ - ١- دو مطلب مهم و پيچيده
جهت با آنچه در خطبه مورد بحث آمده سازگار نيست. نخست اينكه مىگويد: اگر آسمان و زمين و كوهها زير بار اين امانت نرفتند، به واسطه عقل و هوشيارى آنها بود و ديگر اينكه انسان كه از آنها ضعيفتر بود. بر اثر جهل و نادانى به خويشتن ظلم كرد و زير بار اين امانت رفت و به اين ترتيب پذيرش اين امانت تكليف، نكته ضعفى براى انسانها و عدم پذيرش آن از سوى آسمان و زمين نقطه قوتى براى زمين و آسمان محسوب مىشود.
اين معنا افزون بر اينكه با آيه فوق نمىسازد با آيات ديگر، قرآن نيز سازگار نيست، زيرا خداوند انسان را برترين موجود آفرينش معرفى كرده و درباره او «لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ» «وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا» [١] فرموده و تمام فرشتگان را دستور داده است بر او سر فرود آورند و او را «خليفة اللّه» در زمين معرفى كرده و در حق او «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» [٢] فرموده است. آيا ممكن است انسان با اين افتخارات، از جماداتى مانند زمين و آسمان و كوهها ضعيفتر و پستتر باشد؟!
اين راستى مسئله پيچيدهاى است و جمع ميان محتواى اين خطبه با آيه شريفه كار آسانى نيست و شارحان نهج البلاغه نيز در پى حلّ اين مشكل نرفتهاند. تنها راه حلى كه به نظر مىرسد اين است كه آيه را يك قضيّه كليّه بدانيم و كلام امام را بر قضيّه جزئيه حمل كنيم. به اين معنا كه بگوييم: امام عليه السّلام ناظر به گروهى از انسانهاست، گروهى كه به حكم آيه شريفه «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» [٣] عقل و دانشى ندارند و پردههاى جهل و غرور و غفلت و هواپرستى بر فكر آنها افتاده و پذيرش اين امانت الهى به جاى اينكه مايه افتخارى براى آنها شود سبب بدبختى آنها شده است و نظير آن را در قرآن مجيد درباره بيماردلان و منافقان مىخوانيم: « «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي»
[١]. اسراء، آيه ٧٠.
[٢]. بقره، آيه ٣٠.
[٣]. اعراف، آيه ١٧٩.