پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤ - شرح و تفسير باز هم اوصاف مهم ديگرى از اوصاف جمال و جلالش
الهى براى آماده ساختن آن براى زندگى انسانها اشاره كرده، مىفرمايد: «خداوند ميخهاى زمين را محكم نمود و سدهايى در آن ايجاد نمود، چشمههايش را جارى ساخت و درّههايش را (براى جريان سيلابها) شكافت. آنچه را بنا نمود هرگز سست نشد و هرچه را قوت بخشيد ناتوان نگشت»؛ (أرسى أوتادها، و ضرب أسدادها [١]، و استفاض عيونها، و خدّ [٢] أوديتها؛ فلم يهن ما بناه، و لا ضعف ما قوّاه).
جمله اوّل اشاره به آيات متعددى است كه در قرآن درباره كوهها آمده و خداوند آنها را به منزله ميخهاى زمين قرار داده تا از لرزهها و بىقراريها زمين را نجات دهد. در سوره نبأ مىخوانيم: « «وَ الْجِبالَ أَوْتاداً» خداوند كوهها را ميخهاى زمين قرار داد». [٣] و [٤]
از آنجا كه يكى از آثار كوهها اين است كه به صورت سدى در مقابل سيلابها و تندبادها درمىآيد از آن تعبير به «اسداد» فرموده است. با توجه به اينكه خلل و فرج كوهها و فضاهاى خالى در گوشه و كنار آنها سبب ذخيره آب و سپس جارى شدن چشمهها مىگردد و نيز شكافهاى كوهها كه سبب پيدايش درهها و هدايت آب باران به جلگهها و درهها مىشود روى اين دو مسئله نيز تكيه فرموده است.
آنگاه در پى بيان ربوبيت و تدبير خداوند كه از صفات فعل اوست به سراغ صفات ذات مىرود و به علم و قدرت و وحدانيت خداوند با تعبيرهاى بسيار عميق و دلنشين اشاره كرده، مىفرمايد: «او با سلطه و عظمتش بر ظاهر آن سلطه دارد و با علم و آگاهيش از درون آن باخبر است. با جلال و عزتش بر همه چيز مسلط است و چيزى از قلمرو قدرتش بيرون نيست. هرگز موجودى از فرمانش سر نمىپيچد تا بر او چيره گردد و هيچ شتاب
[١]. «اسداد» جمع «سدّ» است كه معناى معروفى دارد.
[٢]. «خدّ» در اصل از خدّ انسان گرفته شده كه به معناى دو فرورفتگى واقع در دو طرف بينى است. سپس به گودالها و شكافهاى وسيع و عميق در زمين اطلاق شده است و در خطبه بالا به در معناى شكافتن به كار رفته است.
[٣]. نبا، آيه ٧.
[٤]. شرح اين مطلب در تفسير نمونه، ذيل آيه ٣ سوره رعد آيه ١٥ سوره نحل آمده است.