پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧ - شرح و تفسير هيچكس از كبر و غرور در امان نيست
عالم به جهت علم و دانشش و نه فقير به سبب لباس كهنهاش»؛ (فإنّها مصيدة [١] إبليس العظمى، و مكيدته الكبرى، الّتي تساور [٢] قلوب الرّجال مساورة السّموم القاتلة، فما تكدي [٣] أبدا، و لا تشوي [٤] أحدا، لا عالما لعلمه، و لا مقلّا [٥] في طمره [٦]).
امور سهگانهاى كه امام عليه السّلام در آغاز اين سخن به آن هشدار مىدهد، بعضى به معناى تجاوز از حد به معناى ستم كردن و تكبّر و خودبرتربينى است لازم و ملزوم يكديگرند.
افراد متكبّر تنها خودشان را مىبينند و به همين جهت براى حقوق ديگران ارزشى قائل نيستند و دست به ظلم و ستم مىزنند و نيز بعضى به معناى تجاوز از حد، به ظلم و ستم مىانجامد و همه اينها سموم كشنده و دامهاى خطرناكى از دامهاى شيطانند كه جز اولياء اللّه و افراد صلح باايمان را از آن گريزى نيست.
جمله «فما تكدي أبدا ...» اشاره به فراگير بودن اين هشدار است؛ مبادا دانشمندى تصوّر كند كه تنها با علم و دانشش مىتواند از اين دام شيطان رهايى يابد و يا شخص فقيرى با فقرش ممكن است از آسيب آن در امان بماند؛ هركس- بدون استثنا- آلوده بغى و ظلم و كبر گردد عاقبت شوم و تاريكى خواهد داشت.
آنگاه امام عبادت اسلامى را مطرح و روى بسيارى از آنها انگشت مىگذارد و تأثير مثبت آنها را در زدودن آثار كبر و غرور و زنده كردن روح تواضع و فروتنى شرح مىدهد و
[١]. «مصيدة» (به سكون صاد و فتح ياء) و بعضى به كسر ميم خواندهاند به معناى آلت صيد دام است.
[٢]. «تساور» از «سور»، بر وزن «غور» به معناى پريدن بر چيزى و حمله كردن است و در اينجا به معناى نفوذ سموم در دلها آمده است.
[٣]. «تكدى» از ريشه «كدى» بر وزن «كسب» به معناى بخل ورزيدن و محبوس ساختن و از اثر انداختن است.
[٤]. «تشوى» از ريشه «شىّ» بر وزن «شرّ» گاه به معناى بريان كردن و پختن و گاه به معناى دست و پا و اطراف بدن آمده و هنگامى كه به باب افعال برود به ضرباتى گفته مىشود كه به نقطه حساس وارد نگردد و خطا كند و به اطراف وارد شود.
[٥]. «مقلأ» «مقلّ» به معناى فقير است و از ريشه «قليل» گرفته شده است.
[٦]. «طمر» به معناى لباس كهنه و مندرس است.