پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥ - ٢- داستان غار حرا
و اين شاگرد در محضر آن استاد تا آنجا پيش برود كه نور وحى را ببيند و بوى وحى را استشمام كند و صداى جبرئيل را بشنود و حتى ناله شيطان را كه به هنگام بعثت از حلقوم او برخاست، درك كند و در يك كلام با جهان غيب كاملا در ارتباط باشد و تا آنجا پيش برود كه پيامبر اكرم خطاب به او بفرمايد: «إنّك تسمع ما أسمع و ترى ما أرى إلّا أنّك لست بنبيّ؛ آنچه را كه من مىشنوم، مىشنوى و آنچه را كه من مىبينم مىبينى جز اينكه پيامبر نيستى». [١]
٢- داستان غار حرا
غار حرا بر فراز كوهى قرار دارد كه امروز جبل النور ناميده مىشود. سابقا اين كوه در خارج مكه بود؛ ولى امروز به سبب گسترش شهر مكّه جبل النور و غار حرا در داخل مكّه قرار دارد و پيمون آن از پاى كوه تا فراز آن حدود يك ساعت به طول مىانجامد.
غار مزبور غار كوچكى است كه گنجايش يك نفر ايستاده در حال عبادت و دو سه نفر نشسته را دارد؛ ولى در كنار آن محل نسبتا وسيعى است كه جاى نشستن گروهى است.
جالب اينكه دو طرف غار باز است و هواى لطيفى در غار جريان دارد و در گرمترين اوقات سال، انسان احساس گرما نمىكند و از همه گذشته، جاى خلوت و مملوّ از روحانيت است.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله قبل از بعثت و حتى گاه بعد از بعثت براى دور ماندن از غوغاى بتپرستان جاهل و جامعه مملوّ از خرافات آن عصر، به غار حرا مىرفت و ساعتها و روزها به راز و نياز با خدا مىپرداخت و در اسرار آسمان و زمين مىانديشيد. قابل توجه است كه داخل غار اگر كسى رو به دهانه شمالى غار بايستد هم رو به كعبه ايستاده و هم رو به بيت المقدس.
[١]. درباره اينكه على عليه السّلام نخستين كسى بود كه ايمان آورد و ايمانش پذيرفته شد بهطور مشروح در جلد ٣، از همين كتاب، صفحه ١٦٩- ١٧٤ بحث شد.