پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٤ - نكته نگاه ديگرى به خطبه همّام
فرانرسد، از دنيا نمىرود؛ ولى به هنگام فرارسيدن اجل عامل نهايى ممكن است امور مختلفى باشد. در اينجا عامل نهايى، سخنان پرمايه امير مؤمنان بود. به علاوه نمىتوان روح امام را با روح همّام مقايسه كرد، روح او اقيانوسى است كه اينگونه امواج را در خود پذيرا مىشود؛ نه همچون استخرى كه تلاطم شديد آب وضع آن را به كلى درهم بريزد.
از آنچه در بالا آمد پاسخ سؤال سوّم نيز روشن مىشود و آن اينكه چگونه امير مؤمنان على عليه السّلام درخواست همّام را پذيرفت و آن اندرزهاى شافى و كافى و بلند و بالا را براى او بيان كرد، در حالى كه خودش مىگويد: من بيم اين داشتم كه همام به چنين سرنوشتى دچار مىشود؟ زيرا هنگامى كه اجل او فرارسيده باشد عامل نهايى مىتواند يك دگرگونى دستگاههاى مختلف بدن باشد يا امواج خروشان معنوى در درون جان.
اما اينكه امام به شخص اعتراضكننده مىفرمايد: «ديگر از اين قبيل سخنان مگوى! و شيطان آن را بر زبان تو جارى ساخت» به سبب آن است كه او سؤال خود را به عنوان تحقيق براى فهم مطلبى مطرح نكرد، بلكه هدفش اين بود كه سخنان امام را نقض، يا به تعبير ديگر به پندار خود ابطال نمايد و به يقين چنين سؤالى با چنين هدف سؤال شيطانى است.
اين خطبه در واقع دورهاى كامل از اخلاق اسلامى است كه به كليه زواياى زندگى فردى و اجتماعى، مادى و معنوى انسان نظر مىافكند و براى كسانى كه مىخواهند مراحل سير و سلوك را بپيماند، نسخه كاملى است. در اين خطبه اوصاف پارسايان به سبك بديعى در يك صد و ده صفت بيان شده (گويى عدد را به نام مبارك خودش انتخاب كرده است) از اصلاح زبان شروع مىشود و به آيين مردمدارى و احترام به حقوق انسانها