پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٢ - شرح و تفسير تقواى الهى سرچشمه تمام خوشبختيها
جوشش درمىآيد و بركتهاى كم شده به فراوانى بر او ريزش مىكند»؛ (فمن أخذ بالتّقوى عزبت [١] عنه الشّدائد بعد دنوّها، و احلولت [٢] له الأمور بعد مرارتها، و انفرجت عنه الأمواج بعد تراكمها، و أسهلت له الصّعاب بعد إنصابها [٣]، و هطلت [٤] عليه الكرامة بعد قحوطها [٥]، و تحدّبت [٦] عليه الرّحمة بعد نفورها، و تفجّرت عليه النّعم بعد نضوبها [٧]، و وبلت [٨] عليه البركة بعد إرذاذها [٩]).
از مجموعه اين آثار هشتگانهاى كه امام براى تقوا بيان فرمود، به خوبى ارزش تقوا در صحنه زندگى مادى و معنوى بشر آشكار مىشود. آرى! در سايه تقوا بلاها برطرف مىگردد و فيض رحمت الهى بر پرهيزگاران و جوامع پرهيزگار مىبارد، فساد و تباهى رخت برمىبندد، آرامش و امنيت و نعمت و بركت، شامل حال آنها مىشود. قرآن مجيد
[١]. «عزبت» از ريشه «عزوب» بر وزن «غروب» در اصل به معناى دور شدن از خانواده براى يافتن مرتع جهت چهارپايان است. سپس به هرنوع دور شدن و پنهان گشتن اطلاق شده است. به مردان و زنانى كه از همسران خود دور مانده، يا اصلا همسرى انتخاب نكردهاند «عزب» بر وزن «عرب» گفته مىشود.
[٢]. «احلولت» در اصل از «حلو» بر وزن «حكم» به معناى شيرينى است و «احلولت» كه از باب مزيد فيه است، معناى كثرت و فزونى را پيدا كرده است، بنابراين «احلول» يعنى بسيار شيرين شد؛ مانند «اعشوشب» كه به معناى پرگياه شدن است.
[٣]. «انصاب» مصدر باب افعال به معناى خسته كردن است و از ريشه «نصب» بر وزن «نسب» به معناى خسته شدن گرفته شده است.
[٤]. «هطل» يعنى ريزش پىدرپى باران.
[٥]. «قحوط» به معناى قحطى است.
[٦]. «تحدبت» از ريشه «حدب» بر وزن «ادب» در اصل به معناى بلنديهايى است كه ميان پستيها قرار گيرد و به برآمدگى پشت انسان نيز «حدب» گفته مىشود و هنگامى كه چيزى احاطه بر چيز ديگر كند اين واژه در آنجا نيز به كار مىرود و در خطبه بالا به همين معناست.
[٧]. «نضوب» در اصل به معناى فروكش كردن آب در زمين است. سپس به از بين رفتن هرچيزى اطلاق شده است.
[٨]. «وبلت» از ريشه «وبل» بر وزن «جبل» به معناى باران شديد و دانه درشت گرفته شده است و در اينجا به معناى ريزش فراوان بركات الهى است.
[٩]. «ارذاذ» به معناى باريدن خفيف باران است (نمنم باريدن).