پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - شرح و تفسير من نكردم خلق تا سودى كنم!
آن براى او رنجآور نبود و به سبب خلقت آنها خستگى براى او پديد نيامد. خداوند (هرگز) موجودات جهان را براى استحكام بخشيدن به حكومتش نيافريد و نه براى ترس از زوال و نقصان، نه براى كمك گرفتن از آنها در برابر همتايى برترى جو و نه براى دورى جستن از دشمنى مهاجم، نه براى افزودن بر ملك خويش، نه براى فزونطلبى در برابر شريكى همطراز و نه به سبب وحشت از تنهايى و انس گرفتن با مخلوقات خود.
شرح و تفسير من نكردم خلق تا سودى كنم!
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه و در ادامه بحثهايى كه قبلا درباره وجود و عدم جهان فرمود، مىافزايد: «خداوند سبحان است كه بعد از فناى جهان تنها باقى مىماند، چيزى با او نخواهد بود و همانگونه كه قبل از آفرينش جهان تنها بود بعد از فناى آن چنين خواهد شد. (در آن هنگام) نه وقتى وجود خواهد داشت نه مكانى و نه حين و نه زمان»؛ (و إنّ اللّه سبحانه، يعود بعد فناء الدّنيا وحده لا شيء معه. كما كان قبل ابتدائها، كذلك يكون بعد فنائها، بلا وقت و لا مكان، و لا حين و لا زمان).
سپس در ادامه همين بحث مىفرمايد: «در آن هنگام سرآمدها و اوقات و سالها و ساعتها همه از ميان خواهد رفت (نه موجودى باقى مانده نه وقت و نه زمانى و نه مكانى، زيرا زمان و مكان، زاييده اجسام است و هنگامى كه جسمى نباشد زمان و مكانى نيز نيست)»؛ (عدمت عند ذلك الآجال و الأوقات، و زالت السّنون و السّاعات).
حضرت در نتيجهگيرى مىافزايد: «در آن هنگام، چيزى جز خداوند يكتاى قاهر نيست، همان خدايى كه همه امور به او بازگشت مىكند و كائنات همانگونه كه در آغاز آفرينش از خود قدرتى نداشتند به هنگام فنا و نابودى نيز توان امتناع را ندارند، زيرا اگر قدرت بر امتناع مىداشتند بقاى آنها ادامه مىيافت»؛ (فلا شيء إلّا اللّه الواحد القهّار