پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - شرح و تفسير نداى بيدارگر تقوا را بشنويد
برابر چشمان شماست؛ هم با چشم مىبينيد و هم در تاريخ مىخوانيد كه افراد و جوامع بشرى بر اثر بىتقواييها به چه سرنوشت شوم و دردناكى گرفتار شدند. شما از آنان عبرت گيريد و نگذاريد ديگران از شما عبرت گيرند.
قرآن مجيد بعد از اينكه داستان يوسف و برادران و همسر عزيز مصر و مشكلاتى كه بر اثر بىتقوايى دامن گروهى را گرفت و آثار پربركتى را كه از تقوا عايد يوسف عليه السّلام شد بيان مىكند و مىفرمايد: « «لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ» به يقين در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه است». [١]
سپس امام عليه السّلام در ادامه اين سخن به بيان عواقب سوء دنياپرستى مىپردازد كه از شاخههاى بىتقوايى است و درضمن نه جمله كوتاه، دستوراتى درباره برحذر شدن از دنياى فريبنده بيان كرده، چنين مىفرمايد: «در برابر زرقوبرق دنيا خويشتندار، و نسبت به آخرت دلباخته و مشتاق باشيد. آن كس كه تقوا او را بلند مرتبه ساخته، خوار مشمريد و آن كس كه دنيا عزيزش كرده ارجمند ندانيد. به زرقوبرق دنيا چشم ندوزيد و به سخن كسى كه شما را ترغيب به آن مىكند گوش فراندهيد و به ندايش پاسخ مگوييد.
از درخشندگى ظاهريش روشنايى مخواهيد و فريفته اشياى (به ظاهر) نفيس آن نگرديد»؛ (و كونوا عن الدّنيا نزّاها [٢]، و إلى الآخرة ولّاها [٣]. و لا تضعوا من رفعته التّقوى، و لا ترفعوا من رفعته الدّنيا. و لا تشيموا [٤] بارقها [٥] و لا تسمعوا ناطقها، و لا تجيبوا ناعقها [٦]. و لا تستضيئوا بإشراقها، و لا تفتنو بأعلاقها [٧]).
[١]. يوسف، آيه ١١١.
[٢]. «نزاه» جمع «نازه» به معناى عفيف النفس و خويشتندار است.
[٣]. «ولاه» جمع «واله» به معناى مشتاق و شيداست.
[٤]. «لا تشيموا» از ريشه «شيم» بر وزن «غيب» به معناى چشم به چيزى دوختن، گرفته شده است.
[٥]. «بارق» ابرى است كه از آن برق مىجهد و به معناى شمشيرى درخشان نيز آمده است.
[٦]. «ناعق» از ريشه «نعق» بر وزن «برق» به معناى بانگ زدن بر حيوانات است سپس به هربانگ زدنى اطلاق شده است.
[٧]. «اعلاق» جمع «علقه» بر وزن «فتنه» به معناى شىء نفيس و پرارزش است (هرچند جنبه ظاهرى داشته باشد) و از ريشه «علاقه» گرفته شده، زيرا اشياى نفيس سبب تعلّق قلب به آنها مىشود.