پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٤ - شرح و تفسير تعصب بىدليل
شرح و تفسير تعصب بىدليل
امام عليه السّلام در اين فقره براى مبارزه با كبر و غرور و تعصبات جاهلى به بيان نكته ديگرى مىپردازد كه حاصلش اين است كه افراد متعصب براى خود دلايلى دارند، هرچند ضعيف و نادرست؛ اما تعصبهاى زشت شما كه سبب نزاع و خونريزى مىشود هيچ دليلى ندارد و اين نشان مىدهد كه تعصب شما از آنها زشتتر و بدتر است.
مىفرمايد: «من در رفتار و كردار مردم جهان نظر افكندم هيچكس را نيافتم كه درباره چيزى تعصّب و تكبّر به خرج دهد جز اينكه (ظاهرا) دليل و هدفى براى خويش دارد يا مىخواهد حقيقت را بر جاهلان مشتبه سازد يا با دليلى در فكر و انديشه سفيهان نفوذ كند جز شما كه درباره چيزى تعصّب مىورزيد كه نه سببى دارد و نه هدفى»؛ (و لقد نظرت فما وجدت أحدا من العالمين يتعصّب لشيء من الأشياء إلّا عن علّة تحتمل تمويه [١] الجهلاء، أو حجّة تليط [٢] بعقول السّفهاء غيركم. فإنّكم تتعصّبون لأمر ما يعرف له سبب و لا علّة).
اشاره به اينكه هرچه تاريخ گذشتگان و اقوام امروز را مطالعه مىكنم به اين نتيجه مىرسم كه آنها بهانهاى براى تعصب خود داشتند يا پوشاندن حقيقت بر جاهلان و يا نفوذ در افكار سفيهان و سادهلوحان و در نتيجه رسيدن به يك سلسله منافع مادى؛ ولى تعصبات شما اثر و فايده و هيچ دليل مقبول و يا نيمه مقبولى ندارد، جز سخنانى ناروا و سپس ديوانهوار به جان هم افتادن و احيانا خون ريختن. تفاوت جاهلان و سفيهان در
[١]. «تمويه» يعنى مشتبه ساختن و در اصل به معناى دادن آب طلا به روى مس براى فريب جاهلان بوده است.
[٢]. «تليط» از ريشه «لوط» بر وزن «موت» به معناى چسبيدن چيزى به چيزى است و هنگامى كه مطلبى مورد علاقه قلبى كسى باشد كه گويى به آن چسبيده و از آن جدا نمىشود جمله «لاط بقلبي» را به كار مىبرند. اين واژه هم به صورت اجوف واوى و هم به صورت اجوف يايى به كار مىرود.