پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥٦
نكته سياست انسانى و سياست شيطانى
حقيقت سياست، همان تدبير است كه گاه درباره يك گروه كوچك به كار مىرود و گاه درباره يك كشور و اين امر از دورترين زمانها در جوامع انسانى وجود داشته و سياستمداران، اعم از خوب و بد بر انسانها حكومت مىكردند.
اين سياستها بر دو گونه بوده است: غالبا بىقيدوشرط و گاه مشروط و مقيّد. سياست بىقيدوشرط، سياستى است كه براى پيشبرد هدف هيچ مانع و رادعى را نمىپذيرد و براى نيل به مقاصد شخصى هركارى را مباح مىشمرد؛ گناهكار و بىگناه را مىكشد، زمينها و خانههاى آباد را ويران مىكند، به هرنوع حيله و دروغ و تزوير متوسّل مىشود، پيمانها را هرزمان مخالف اهداف خود ببيند زير پا مىگذارد و حتى بر فرزند و پدر و مادر و برادر رحم نمىكند. اينكه مىگويند: «سياست، پدر و مادر ندارد» اشاره به همين است، هارون به فرزندش مأمون مىگويد: اگر چشم طمع به حكومتم بدوزى آن را از كاسه سرت بيرون مىكشم و مأمون از سر بريده برادرش امين استقبال مىكند و جشن مىگيرد.
امثال اين حوادث در تاريخ عجم و عرب و شرق و غرب فراوان است كه قرآن به يكى از نمونههاى آن درباره فرعون اشاره كرده، مىفرمايد: « «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ» فرعون در زمين برترىجويى كرد و اهل آن را به گروههاى مختلفى تقسيم نمود، گروهى را به ضعف و ناتوانى مىكشاند، پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را (براى كنيزى و كامجويى) زنده نگه مىداشت. او به يقين از تبهكاران بود». [١]
اما سياست رحمانى و انسانى، سياستى است كه براى وصول به هدف پاىبند مشروعيت وسيلههاست و از چهارچوبههاى احكام الهى و اصول انسانى قدم فراتر نمىنهد؛ عدالت را در حق دوست و دشمن به رسميت مىشمرد، امانت را رعايت مىكند،
[١]. قصص، آيه ٤.