پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥٤ - شرح و تفسير سياستهاى او آميخته با گناه است
گفتار بالا پاسخ منطقى دندانشكنى به اينگونه افراد مىدهد و مىفرمايد: «به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر و زيركتر نيست؛ ولى او نيرنگ مىزند و مرتكب انواع گناه مىشود (سياستش بىقيدوشرط است و هركار خلافى را براى پيشبرد اهداف سياسى مجاز مىشمرد)»؛ (و اللّه ما معاوية بأدهى [١] منّي، و لكنّه يغدر و يفجر).
«يغدر» از «غدر» به معناى نيرنگ و پيمانشكنى گرفته شده و «يفجر» از «فجور» به معناى گناه است و در واقع اين فجور نتيجه اين عذر است، زيرا «غدر» راه آن را هموار مىسازد.
سپس در ادامه اين سخن مىافزايد: «اگر غدر و خيانت ناپسند نبود من سياستمدارترين مردم بودم»؛ (و لو لا كراهية الغدر لكنت من أدهى النّاس).
در واقع امام عليه السّلام اشاره به اين نكته مهم مىكند كه سياست بر دو گونه است: سياست بىقيدوشرط و آميخته با انواع گناه و در يك كلمه سياست شيطانى، و سياست و تدبير آميخته با تقوا و پرهيزكارى و در يك كلمه سياست رحمانى راه اين دو باهم متفاوت است و نتيجههاى آن مختلف.
گونه اوّل هيچ حدّ و مرز اخلاقى و دينى و انسانى و وجدانى را به رسميت نمىشناسد و هراصل و قانون و ضابطه و فضيلتى مزاحم آن شود، بىرحمانه آن را از سر راه بر مىدارد، همانگونه كه در شرق و غرب عالم سياست امروز ديده مىشود.
اما قسم دوم سياستى است كه در چهارچوبه ارزشهاى الهى و وجدانى و انسانى قرار دارد؛ هرگز متوسّل به گناه و ظلم و ستم، مخصوصا بر افراد بىگناه و بىدفاع، نمىشود؛ عذر و خيانت و فجور و پيمانشكنى را مجاز نمىداند، زيادهخواهى و زيادهطلبى را نمىپسندد و خطوط قرمزى براى خود قائل است كه از آن فراتر نمىرود.
لذا امام عليه السّلام در ادامه اين سخن اشاره به كسانى كه عذر و نيرنگ و فجور را وسيله
[١]. «أدهى» از ريشه «دهى» بر وزن «وحى» به معناى شدّت هوشيارى و زيركى مىآيد و گاه به معناى مصيبت و حادثه بزرگ و در جمله بالا همان معناى اوّل اراده شده است.