پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦ - ترجمه
ربيعه و مضر را درهم شكستم (و سران گردنكش آنها را به خاك نشاندم) و شما به خوبى موقعيّت مرا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله از نظر خويشاوندى نزديك و منزلت و مقام ويژه مىدانيد.
او مرا در دامان خويش در حالى كه كودك (خردسالى) بودم مىنشاند و (همانند فرزندش) مرا به سينه خود مىفشرد و در بستر خويش در كنار خود مىخوابانيد، به گونهاى كه بدن خود را (همچون يك پدر مهربان) به بدن من مىچسبانيد و بوى خوش خود را به مشام من مىرساند و (چون بسيار كوچك بودم و توان جويدن غذاى سخت را نداشتم) غذا را مىجويد و در دهان من مىگذاشت.
او هرگز دروغى در گفتار من نيافت و در كردارم خطا و اشتباهى نديد.
از همان زمان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله از شير بازگرفته شد، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خود را مأمور ساخت تا در طول شب و روز وى را به راههاى فضيلت و محاسن اخلاق جهانيان وادارد و من هم مانند كودكى كه به دنبال مادرش حركت مىكند از او پيروى مىكردم. هرروز نكته تازهاى از اخلاق برجسته خود براى من آشكار مىساخت و مرا فرمان مىداد كه به او اقتدا كنم.
او در هرسال مدتى را در مجاورت غار حرا به سر مىبرد (و به عبادت خدا مىپرداخت) من او را مىديدم و كسى ديگر او را نمىديد (و از برنامه عبادت او خبر نداشت و هنگامى كه آن حضرت به نبوت مبعوث شد) در آن روز خانهاى كه اسلام در آن راه يافته باشد، جز خانه پيامبر نبود تنها او و خديجه در آن بودند و من نفر سوم بودم. من نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم. من صداى ناله شيطان را در آغاز نزول وحى بر آن حضرت شنيدم و گفتم اى رسول خدا اين ناله (از كيست و براى) چيست؟ فرمود:
اين ناله شيطان است، زيرا از اينكه پيرويش كنند مأيوس شده است.
(سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به من فرمود:) تو آنچه را من مىشنوم مىشنوى و آنچه من مىبينم مىبينى (و چشم و گوش تو حقايق عالم غيب را درك مىكند) جز اينكه تو پيامبر نيستى؛ ولى وزير منى و در مسير خير و سعادت قرار دارى!