پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٦ - نه وصف مهم ديگر
و نه به دوستانش بيش از آنكه حق دارند بدهد و سبب تضييع حق ديگران شود، همانگونه كه قرآن كريم در اينباره مىفرمايد: « «وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى» هنگامى كه سخنى مىگوييد عدالت را رعايت كنيد، هرچند درباره بستگان نزديك شما باشد». [١]
اعتراف آنها به حق قبل از اقامه شهود نيز از همينجا سرچشمه مىگيرد، زيرا كسانى در مقابل شهود تسليم مىشوند كه تسليم حق نيستند و اقامه شهود، آنها را مجبور به تسليم مىكند؛ اما كسى كه خواهان حق و عدالت است شخصا به دنبال صاحب حق مىرود تا او را بيابد و حق او را ادا كند و پشت خود را از بار مظلمه ديگران سبك سازد. در اين ميدان بدهكاران به دنبال طلبكاران مىروند و افراد امانتدار در جستجوى صاحبان امانتند به عكس آنچه در جوامع بىتقوا ديده مىشود.
آرى، پرهيزگاران واقعى آنهايى هستند كه نه دوستيها و نه دشمنيها هيچيك آنها را از مرز حق و عدالت دور نمىكند و براى اداى حقوق نياز به دادگاه و دادستانى ندارند.
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در حديثى مىفرمايد: «أتقى النّاس من قال الحقّ فيما له و عليه؛ باتقواترين مردم كسى است كه حق را بگويد چه به نفع او باشد يا به زيان او». [٢]
در ادامه اين سخن، امام عليه السّلام به هفت وصف برجسته ديگر از صفات پارسايان در عباراتى هماهنگ اشاره كرده، مىفرمايد: «آنچه حفظش را به او سپردهاند تباه نمىسازد و آنچه را به او تذكّر دادهاند، فراموش نمىكند. مردم را با نامهاى زشت نمىخواند و به همسايگان زيان نمىرساند. مصيبتزده را شماتت نمىكند. در امور باطل وارد نمىشود و از دائره حق بيرون نمىرود»؛ (لا يضيع ما استحفظ، و لا ينسى ما ذكّر، و لا ينابز [٣]
[١]. انعام، آيه ١٥٢.
[٢]. بحار الانوار، جلد ٧٤، صفحه ١١٢.
[٣]. «ينابز» از ريشه «نبز» بر وزن «نبض» به معناى لقب بد نهادن بر كسى است و «تنابز بالالقاب» اين است كه دو يا چند نفر يكديگر را با لقبهاى زشت ياد كنند.