پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - نكته رابطه تكبّر و تعصّب
الشّيطان لأمرهم ملاكا و اتّخذهم له أشراكا ... فنظر بأعينهم، و نطق بألسنتهم، فركب بهم الزّلل، و زيّن لهم الخطل؛ آنها شيطان را اساس كار خود قرار دادند و شيطان نيز آنها را به عنوان دامهاى خويش برگزيد ... با چشم آنها نگاه كرد و با زبانشان سخن گفت و بر مركبهاى لغزشها سوار نمود و سخنان بيهوده و باطل را در نظرشان زينت بخشيد».
«تكبّر» به معناى خودبرتربينى و «تعصّب» به معناى وابستگى و غير منطقى به شخص يا چيزى و دفاع بىقيدوشرط از آن است از ماده «عصب» (بر وزن غضب) يعنى رشتههاى مخصوص كه عضلات انسان را به مغز مربوط مىكند و مجموعه آن «سلسله اعصاب» را تشكيل مىدهد.
سپس به گروه و جمعيّتى كه باهم همكارى و همفكرى دارند اطلاق شده و چنين جمعيّتى را «عصبة» (بر وزن سفره) مىگويند و واژه «تعصّب» معمولا به وابستگيهاى غير منطقى و بىقيدوشرط گفته مىشود و سرچشمه آن غالبا جهل و كوتاه فكرى و خود بزرگبينى است، زيرا كسى كه مىخواهد بزرگى به خود ببندد سعى مىكند كسانى را كه به او وابستگى دارند يا او به آنها وابستگى دارد بزرگ بشمارد، نقاط ضعف آنها را نبيند و اگر نقاط قوتى دارند بزرگنمايى كند تا خود از اين طريق بزرگى بفروشد.
اين رذيله اخلاقى مخصوصا هنگامى كه در شكل تعصب نژادى و قبيلگى ظاهر شود سرچشمه مفاسد بسيارى است و در طول تاريخ همواره منشأ جنگها و خشونتها و درگيريهاى خونين بوده است.
از تاريخ جاهليّت گرفته تا دنياى امروز هيچيك از آسيبهاى تكبّر و تعصّب در امان