پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٧ - حوادث دردناك هنگام رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و بعد از آن
خداست و پيش از او فرستادگان ديگرى نيز بودند آيا اگر او بميرد و يا كشته شود شما به عقب (به دوران جاهليّت و كفر) بازمىگرديد ...». [١]
در اين هنگام مردم گفتار او را پذيرفتند، و عمر گفت: گويا تاكنون آيهاى را كه ابو بكر تلاوت كرد، نشنيده بودم. [٢]
اختلاف چهارم در مورد محل دفن پيامبر بود، مهاجران مكّه مىخواستند جسد حضرت را به مكّه ببرند، چون زادگاه او بود و انصار مدينه مىخواستند در مدينه دفن شود، چون دار الهجرة بود. گروهى علاقه داشتند حضرت را به بيت المقدس ببرند كه محل دفن انبياست. سپس همگى اتفاق بر اين كردند كه در مدينه دفن شود چون روايتى از آن حضرت بود كه «الأنبياء يدفنون حيث يموتون؛ پيامبران در همانجا كه از دنيا مىروند بايد دفن شوند». [٣]
پنجمين اختلاف در مسئله امامت بروز كرد كه به گفته همين دانشمند مهمترين اختلاف بين امت، اختلاف در امامت و خلافت بود: «إذ ما سلّ سيف في الإسلام على
[١]. آل عمران، آيه ١٤٤.
[٢]. از تاريخ طبرى استفاده مىشود كه هنگام وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله ابو بكر در «سخ» يكى از آباديهاى اطراف مدينه بود، هنگامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله از دنيا رفت عمر برخاست و گفت: گروهى از منافقان گمان مىكنند پيامبر مرده است به خدا سوگند او نمرده و به سوى پروردگارش رفته است، همانگونه كه موسى بن عمران چهل شب رفت و سپس بازگشت (پيامبر هم بازمىگردد) ابو بكر باخبر شد و به خانه پيامبر اكرم رفت و از رحلت او آگاه شد و به مسجد بازگشت، عمر همچنان براى مردم سخن مىگفت او رشته سخن را به دست گرفت و گفتارى را كه در بالا ذكر كرديم بيان نمود (تاريخ طبرى، جلد ٢، صفحه ٤٤٢ حوادث سنه ١١).
بعضى معتقدند هدف عمر از اين گفتوگوها اين بود كه مردم را مشغول كند تا ابو بكر خود را در ميان جمع حاضر كند و مسئله خلافت را سامان دهد.
[٣]. در منابع حديث اهل بيت آمده است كه على عليه السّلام فرمود: شريفترين موضع همان موضعى است كه خداوند پيامبرش را در آنجا قبض روح كرده، و به همين دليل آن حضرت در همان خانه خودش دفن شد.
(كامل بهايى، جلد ١، صفحه ٢٨٥، تأليف عماد الدين طبرى).