پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩ - نكته آيا زمانى بود كه مخلوقى نباشد؟
همه كس سر بر فرمانش دارند)»؛ (و لا للإحتراز بها من ضدّ مثاور [١]).
«و نه براى افزودن بر ملك خويش»؛ (زيرا او نيازى به مخلوقات خود ندارد تا با افزايش آنها نيازش برطرف گردد)»؛ (و لا للإزدياد بها في ملكه).
«و نه براى فزونطلبى در برابر شريكى همطراز (چون نه شريكى دارد و نه قرينى)»؛ (و لا لمكاثرة شريك في شركه).
«و نه به سبب وحشت از تنهايى و براى انس گرفتن با مخلوقات خود (زيرا وحشت تنهايى به جهت احساس خطر از ناحيه دشمن يا بروز مشكلات است ولى او نه دشمنى دارد و نه مشكلى)»؛ (و لا لوحشة كانت منه، فأراد أن يستأنس إليها).
بديهى است همه اين اهداف هفتگانه به جلب منفعت و دفع ضرر بازمىگردد؛ ولى امام عليه السّلام آن دو را به طرز بليغى تشريح فرموده و انگشت روى همه مصاديق مهم آن گذارده است به گونهاى كه از آن رساتر و گوياتر تصور نمىشود.
روشن است هنگامى كه همه اين اهداف نفى شود، ثابت مىگردد كه خداوند آفرينشى كه دارد براى فيضبخشى و لطف به آفريدگان است؛ نه جهت جلب منفعتى براى به خويش، چون جلب منفعت يا دفع ضرر از لوازم ممكنات است و او واجب الوجود است.
آنچه امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه پيرامون فناى دنيا در آغاز و در پايان بيان فرموده به گونهاى كه خداوند در آغاز تنهاى تنها بوده و در پايان نيز چنين مىشود، سؤالى را براى
[١]. «مثاور» از ريشه «ثور» بر وزن «غور» گرفته شده كه در اصل به معناى «پراكنده ساختن» است (و اگر به گاو نر «ثور» مىگويند به جهت آن است كه زمين را شخم مىزند و «مثاور» در اينجا به معناى مهاجم است، زيرا لازمه هجوم پراكنده ساختن لشكر مقابل است.