پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - شرح و تفسير من نكردم خلق تا سودى كنم!
اين بيان مولا هماهنگ با چيزى است كه در بخشى از آية الكرسى در قرآن مجيد آمده است، آنجا كه مىفرمايد: « «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما» تخت حاكميت خداوند آسمانها و زمين را دربر گرفته و حفظ اين دو براى او سنگين و موجب زحمت نيست». [١] و در جايى ديگر بعد از اشاره به آفرينش آسمان و زمين مىفرمايد: « «وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ» هرگز به موجب آفرينش آنها خسته نشد». [٢]
سپس حضرت در ادامه به بيان اين نكته مهم مىپردازد كه نه آفرينش جهان خلقت براى جلب نفع و دفع ضررى بوده، چون او غنى بالذات است و نه فانى ساختن آنها بعد از آفرينش به جهت ناراحتى و خستگى از وجود آنها بوده است و به اين ترتيب هرگونه نياز را در آفرينش جهان و سپس در فانى ساختن جهان از ذات پاك او نفى مىكند.
در قسمت اوّل به اهداف هفتگانهاى كه معمولا انسانها را براى انجام كارهاى خويش در نظر مىگيرند اشاره كرده و همه را كه از نشانههاى ضعف و نقصان است از او نفى مىكند، مىفرمايد: «هرگز موجودات جهان را براى استحكام بخشيدن به حكومتش نيافريد (زيرا او وجودى است نامحدود و بىنياز از هرنظر)»؛ (و لم يكوّنها لتشديد سلطان).
«و نه براى ترس از زوال و نقصان»؛ (چون او واجب الوجود است و زوال و نقصان در وى راه ندارد)؛ (و لا لخوف من زوال و نقصان).
«و نه براى كمك گرفتن از آنها در برابر همتايى برترىجويى (چرا كه او همتايى ندارد)»؛ (و لا للإستعانة بها على ندّ مكاثر [٣]).
«و نه براى دورى جستن از دشمنى مهاجم (چون او ضدّ و دشمنى ندارد و همه چيز و
[١]. بقره، آيه ٢٥٥.
[٢]. احقاف، آيه ٣٣.
[٣]. «مكاثر» از «كثرت» به معناى فزونى گرفته شده و «مكاثر» به كسى مىگويند كه فزونطلب و برترىجوى باشد.