پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥٧
به عهد خود پاىبند است و انسان و وجدان و كرامت انسانى را ارج مىنهد.
چنين سياستمدارانى هرچند اندكند و در مقايسه با دشمنان داراى سياست شيطانى، ممكن است گرفتار مشكلاتى شوند، ولى نام آنها بر پيشانى تاريخ مىدرخشد و راه و رسمشان الگويى است براى همه انسانها.
نمونه بارزى از نوع اوّل سياست، دارودسته معاويه در شام است و نمونه بسيار روشن براى قسم دوم، سياست امير مؤمنان على عليه السّلام است. اين سخنى است كه دوست و دشمن- جز افراد متعصّب- به آن اعتراف كردهاند.
ابن ابى الحديد با توجه به مبانى مذهبى خود سياست امير مؤمنان را در كشوردارى در ابتدا با سياست عمر مقايسه كرده و مىگويد: بعضى از كسانى كه مقام على عليه السّلام را نشناختهاند مىپندارند عمر از او سياستمدارتر بود، هرچند كه آن حضرت از عمر عالمتر بود.
سپس به ردّ اين نظريه پرداخته، مىگويد: سياست على عليه السّلام منطبق بر سياست پيامبر اسلام بود و از استادش ابو جعفر نقيب نقل مىكند كه با صراحت مىگفت: «هيچ تفاوتى ميان سيره پيامبر با سيره على عليه السّلام نبود».
آنگاه به بيان مشروح سخنان جاحظ (دانشمند سنّى معتزلى) درباره مقايسه سياست على عليه السّلام و معاويه مىپردازد كه خلاصهاش چنين است:
بعضى كه خود را عاقل و هوشيار مىپندارند، مىگويند: «معاويه دورانديشتر و سياستمدارتر از على عليه السّلام بوده است در حالى كه اين سخن اشتباه (بزرگى) است». در ادامه سخن براى ابطال اين توهم مىافزايد على عليه السّلام در جنگهاى خود به چيزى جز آنچه موافق قرآن و سنّت بود عمل نمىكرد ولى معاويه هرحيلهاى را به كار مىبرد، چه موافق قرآن باشد چه مخالف.
على عليه السّلام به سپاهيان خود دستور مىداد كه هرگز آغازگر جنگ نباشيد، فراريان را تعقيب و نابود نكنيد، مجروحان را نكشيد (در حالى كه معاويه هرگز چنين دستورهايى را