پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٦ - شرح و تفسير اين گونه بايد خدا را شناخت
مىكند، در آيات قرآن و روايات معصومين نيز با عبارات مختلف به اين موضوع استدلال شده است. (دقت كنيد).
قرآن مجيد مىگويد: « «كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ» تمام كسانى كه بر صفحه زمين هستند فانى مىشوند و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند». [١] و در جاى ديگر مىخوانيم: « «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ» آيا آنها بىسبب آفريده شدند يا خود خالق خويشتنند». [٢]
اين آيه در واقع اشاره به برهان عليت است كه در فلسفه براى اثبات وجود خدا آمده و آن اين است كه عالمى كه در آن زندگى مىكنيم بدون شك، حادث است. آيا اين حادث بدون علت به وجود آمده يا خود علت خويش است يا معلول علتى است كه آن هم معلول علت ديگر است و يا مخلوق خداوند واجب الوجودى است كه هستىاش در ذات اوست؟
با توجه به باطل بودن سه احتمال اوّل، احتمال چهارم تثبيت مىشود.
آنگاه امام عليه السّلام سه وصف ديگر از اوصاف پروردگار را ذكر مىفرمايد: «او يگانه است؛ اما نه يگانه عددى (بلكه مثل و مانندى ندارد) هميشگى است ولى نه به اين معنا كه زمان نامحدودى دارد و برقرار است بىآنكه نگهدارندهاى داشته باشد»؛ (واحد لا بعدد، و دائم لا بأمد، و قائم لا بعمد).
منظور از واحد عددى، اشيايى است كه شبيه و مانند و دوم و سوم براى آنها امكان دارد ولى يك فرد بيشتر از آن موجود نشده است؛ مانند خورشيد در منظومه شمسى كه يكى بيش نيست ولى دومى براى آن تصور مىشود.
اين معنا درباره خداوند متصور نيست، زيرا وجود او از هرجهت بىنهايت است و تعدد در آن امكانپذير نيست، بنابراين وحدت ذات پاك او وحدت عددى نيست، بلكه به اين
[١]. الرحمن، آيه ٢٦ و ٢٧.
[٢]. طور، آيه ٣٥.