پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - ترجمه
در ادامه اين سخن امام عليه السّلام به بيان پنج وصف ديگر پرداخته، مىفرمايد: «خداوند خبر مىدهد؛ اما نه با زبان و حنجره، و مىشنود؛ ولى نه با كمك استخوانها (ى شنوايى) و پرده گوش، سخن مىگويد؛ اما نه با الفاظ، (همه چيز را) در علم خود دارد؛ ولى نه با رنج به خاطر سپردن، و اراده مىكند؛ اما نه با تصميمگيرى درونى»؛ (يخبر لا بلسان و لهوات [١]، و يسمع لا بخروق [٢] و أدوات. يقول و لا يلفظ، و يحفظ و لا يتحفّظ، و يريد و لا يضمر).
اشاره به اين كه صفاتى همچون سميع و حفيظ و متكلم و مريد بر ذات پاك او اطلاق مىشود؛ ولى مجرد از عوارض جسمانى و اسباب مادى، چون او نه جسم است و نه ماده، اگر سخن مىگويد امواج صوتى را براى موسى بن عمران يا غير او در فضا ايجاد مىكند، و اگر مىشنود يا در حفظ دارد به معناى علم او به تمام سخنان و گفتهها و آگاهى او بر تمام حوادث گذشته است كه نتيجه و عصاره حفظ و شنوايى و اراده است. به بيان ديگر اين تعبيرات از قبيل مجازات مافوق الحقيقة است و هرگز نبايد با شنيدن اين الفاظ كه بشر براى زندگى روزمره خود ابداع كرده است و عموما رنگ جسمانى و مادى دارد تصور كنيم ذات پاك خداوند نيز همين گونه است. بلكه هنگام به كارگيرى اين الفاظ درباره خدا بايد از تمام پوششهاى جسمانى و مادى به درآيد و در نتيجه و عصاره اين امور خلاصه شود تا بتوان آنها را در مورد خداوند به كار برد و در واقع از قبيل «خذ الغايات و اترك المبادى» است.
بعضى از شارحان نهج البلاغه در جمله «يحفظ و لا يتحفّظ» احتمال دادهاند منظور اين است كه خداوند موجودات را از حوادث آفات حفظ مىكند و خودش نياز به حافظى
[١]. «لهوات» جمع «لهات» يعنى قطعه گوشتى كه در آخر دهان و قبل از حلق آويزان است و به همين مناسبت به حلق نيز اطلاق مىشود و در خطبه مورد بحث به همين معناست.
[٢]. «خروق» جمع «خرق» بر وزن «برق» به معناى شكاف و سوراخى است كه در ديوار يا غير آن وجود دارد و در اينجا؛ يعنى سوراخ گوش.