پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - شرح و تفسير
يجري عليه السّكون و الحركة، و كيف يجري عليه ما هو أجراه، و يعود فيه ما هو أبداه، و يحدث فيه ما هو أحدثه!).
آرى حركت و سكون از عوارض ممكنات است. حركت آن است كه يك شىء در دو زمان در دو جا يا در دو حالت قرار گيرد و سكون آن است كه در دو زمان در يك جا يا در يك حالت باشد، بنابراين هم سكون حادث است و هم حركت، زيرا هردو وصف بيان حالت دوم چيزى است كه زمانى بر آن گذشته است. به تعبير ديگر در حالت اوّل نه سكون است نه حركت و در حالت دوم است كه سكون و حركت معنا مىيابد كه اگر در جاى اوّل باشد سكون است و اگر در جاى ديگرى باشد حركت است.
اضافه بر اين اگر حركت در مكان و زمان و كيفيت و مانند اينها باشد از عوارض جسم است و همچنين اگر حركت در جوهر باشد و مىدانيم خداوند نه جسم است و نه جوهر.
نتيجه اينكه حركت و سكون از مخلوقات خدا و از ممكنات است و هرگز به ذات پاك واجب الوجود راه ندارد.
در ادامه اين سخن امام عليه السّلام به دلايل اين موضوع پرداخته و هشت دليل براى آن ذكر مىفرمايد:
نخست اينكه «اگر حركت و سكون در ذات خداوند راه پيدا كند ذاتش تغيير مىپذيرد»؛ (إذا لتفاوتت ذاته) و مىدانيم او وجودى است داراى كمال مطلق و دور از هر گونه تغيير، و ذاتى است ثابت.
ديگر اينكه «كنه ذاتش تجزيه مىشود»؛ (و لتجزّأ كنهه)، زيرا لازمه حركت آن است كه موجودى به چيزى رسد كه نداشته است، بنابراين وجود او تركيبى از ما بالفعل و ما بالقوّه است (يعنى چيزى كه هست و چيزى كه بعدا به آن خواهد رسيد).
سوم اينكه «مفهوم ازليت براى او ممتنع مىگردد»؛ (و لا متنع من الأزل معناه).
زيرا حركت و سكون، چنانكه گفتيم، هردو حادث است و ذات پاك او ازلى و قديم است و جمع ميان حادث و قديم ممكن نيست.