عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦٤ - ٥٤٨ - زهد اميرالمؤمنين
است. قبل از آن كه مرا نيابيد از من بپرسيد به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد اگر از آيهاى از آيات قرآن از من سؤال كنيد كه شب نازل شده يا روز، مكى است يا مدنى، در حضر آمده يا در سفر، ناسخ است يا منسوخ، محكم است يا متشابه، تأويلى است يا تنزيلى خبر مىدهم.
صدوق در «معانى الاخبار» آورده، در خطبهاى فرمود:
من هاديم، من مهديم، پدر يتيمان و مساكين و شوهر بيوه زنانم، تكيهگاه هر ضعيف و پناه هر ترسويم، راهبر مؤمنان به بهشت و ريسمان محكم خدايم، عروة الوثقى و كلمه تقوايم، عين الله و لسان الله و يد اللهام، جنب اللهى هستم كه در قرآن فرموده:
[أن تقول نفس يا حسرتى على ما فرطت في جنب الله].
تا مبادا آن كه كسى بگويد: دريغ و افسوس بر اهمالكارى و تقصيرى كه درباره خدا كردم.
من دستگاه گشاده رحمت و مغفرت خدا بر بندگانم. من باب حطهام، هر كس مرا و حقم را شناخت خدايش را شناخته؛ زيرا من وصى پيامبر در روى زمين و حجت خدا بر خلقم، مرا انكار نمىكند مگر آن كس كه خدا و رسولش را منكر شود!!
شما براى شناخت بهتر حضرت مىتوانيد به كتب «احقاق الحق» و «الغدير» و «عبقات» و «بحار الأنوار» و «الامام على» عبدالفتاح و «صوت العدالة» جرج جرداق و «شروح نهج البلاغة» به خصوص مقدمه ابن ابى الحديد و صدها كتاب معروف و مشهور ديگر مراجعه كنيد، تا گوشهاى از شخصيت امام على ٧ براى شما روشن شود و معلوم گردد كه در روز غدير، پيامبر بزرگ ٦ بىجهت و بدون دستور وى را براى رهبرى مسلمانان تا قيامت معرفى نكرد، آرى، تنها او از همه جهت و از هر حيث لايق جانشينى رسول اعظم ٦ و امامت و رهبرى بود و معقول و منطقى نبود كه با بودن او ديگرى پس از مرگ پيامبر ٦ عهدهدار سرپرستى امت شود، در حالى كه نه از قرآن مجيد كه قانون اساسى اسلام بود آگاهى داشت و نه از علم عادى بهرهمند بود!