عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٧٤ - ٢٧٩ - ارزش احياى فرهنگ اهل بيت
گفتم: مادر را بگو ابو قدامهام، زنى موقر بيرون آمد، به محض ديدن به من گفت: براى تبريك يا تسليت آمدهاى، گفتم: كدام يك را به محضر شما تقديم كنم، گفت: اگر فرزندم زنده برگشته تسليت بگو و اگر شربت شيرين شهادت را از دست ساقى عالم نوشيده تبريك بگو!!
با عرض تبريك خبر شهادت عزيزش را اعلام كردم، مرا به داخل خانه دعوت كرد، اطاقى را نشان داد كه از وسايل خالى بود، زنجيرى كنار اطاق افتاده بود، در حالى اشك مىريخت گفت: اين اطاق فرزند من است، پدر او در جبهه شهيد شد، پس از شهادت پدر هر شب به اين اطاق آمده، زنجير به گردن مىانداخت و پس از فصلى عبادت و گريه از خداى خودش طلب شهادت در عرصه پيكار مىكرد و اكنون به آرزويش رسيد![١]
٢٧٨- به طرف من توجه كن
راوى به حضرت صادق ٧ عرض كرد:
وقتى قادر به زيارت شما نباشم چه كنم؟ فرمود: اگر نتوانستى بيايى روز جمعه غسل كن يا وضو بگير و بر بام خانه برو و دو ركعت نماز بخوان و به طرف من توجه كن كه هر كس مرا در حياتم زيارت كند، پس در مماتم زيارت كرده و هر كس در مماتم مرا زيارت كند، مانند اين است كه در حياتم زيارتم كرده است[٢].
٢٧٩- ارزش احياى فرهنگ اهل بيت
دوستانم را از جانب من سلام برسانيد، من مىگويم خدا رحمت كند آن بندهاى كه با ديگرى بنشيند و در مسائل ما سخن بگويد كه سومى آنها ملكى است كه جهت آنان
[١] - عرفان اسلامى: ٦/ ٣١٢.
[٢] - عرفان اسلامى: ٦/ ٣٩٧.