عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨ - ٣٧ - تو را چگونه ببينم
٣٥- اميد در روايات
ابوذر غفارى از نبى اكرم ٦ نقل مىكند: مردى يك روز گفت: به خدا قسم خدا فلانى را نمىبخشد، خداوند فرمود: چه كسى قسم خورد كه من فلانى را نمىبخشم؟ حتما او را آمرزيدم و عمل آن قسم خورده را به خاطر آن كلمه بىجايى كه گفته بود حبط كردم[١].
٣٦- هر كس تو را شناخت...
«شيخ مفيد» به اسنادش از ابو جعفر طايى واعظ و او از وهب بن منبه نقل مىكند:
جملاتى در زبور داود خواندم، قسمتى از آن را از ياد بردم و جملاتى از آن را به ياد دارم، آنچه به ياد دارم اين است: هركس به من وارد شود در حالى كه علاقهمند به من است او را به بهشت مىبرم، اى داود! كلامم را بشنو كه حق است كسى كه بر من وارد شود و از گناهانى كه كرده خجالت زده است او را ببخشم و گناهانش را از ياد محافظانش ببرم.
اى داود! از من بشنو كه قول من حق است، هركس با يك خوبى بر من وارد گردد، او را به بهشت مىبرم، داود گفت: اين خوبى و حسنه چيست؟ فرمود: گرهاى از كار بنده مسلمانى گشوده باشد، داود گفت: پروردگار من به همين عنايات تو است كه هركس تو را شناخت سزاوار نيست اميدش از تو قطع گردد!![٢]
٣٧- تو را چگونه ببينم
رسول خدا ٦ به مردى وارد شد كه در حال جان دادن بود، فرمود: تو را چگونه ببينم؟ عرضه داشت: در ترس از گناهانم و اميد به رحمت پروردگارم، حضرت فرمود: در اين هنگامه اين دو در دل مؤمن قرار نمىگيرد مگر اين كه خداوند به سبب اين دو واقعيت
[١] - عرفان اسلامى: ١/ ٢٥٧.
[٢] - عرفان اسلامى: ١/ ٢٥٧.