عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٨ - ١٦٢ - عبد شاكر، راضى به فعل حق
عالمى كه اكثر حضار او را نمىشناختند و معلوم بود از گوشهاى از كشور به ديدن آن جناب آمده ساكت بود.
آيت الله بروجردى به او فرمودند: شما هم چيزى بگو، ناگهان پيرمرد با حالى پر از خضوع و انكسار عرضه داشت:
أخلص العمل فإن الناقد بصير.
حضرت آيت الله، آنچه گفتند به درد شما نمىخورد، عمل خالص كن كه زرگرى كه بناست اعمال را محك بزند، بيدار بيدار است.
نوشتهاند بهت مجلس را گرفت و به پهناى صورت، اشك از دو ديدگان حضرت آيت الله بروجردى سرازير شد[١].
١٦٢- عبد شاكر، راضى به فعل حق
يكى از شاگردان با معرفت عارف ربانى، الهى قمشهاى نقل كرد: آن جناب سفرى به آستانه بوسى عبد راضى حضرت رضا ٧ به مشهد مشرف شد.
شبى در حرم حضرت رضا عرضه مىدارد: يابن رسول الله! شما داراى مقام رضاى كامل هستيد، از حضرت حق بخواهيد ذرهاى از اين مقام به اين فقير عنايت كند.
وقتى از حرم خارج مىشود، ماشينى در خيابان به او مىزند، وقتى چشم باز مىكند خود را روى تخت بيمارستان مىبيند، سؤال مىكند: چه شده؟ مىگويند: تصادف كردهايد و رانندهاى كه به شما زده دستگير شده و اينجاست، مىگويد: كاغذ و قلمى به من بدهيد، يك رضايتنامه كامل مىنويسد و دستور مىدهد راننده را آزاد كنيد؛ زيرا من چند لحظه قبل در حرم حضرت رضا از خداوند عزيز طلب مقام رضا كردم و اين مصيبت، برق اول اين مقام جهت امتحان استعداد و ادعاى من است، اگر در همين مرحله اول زبان
[١] - عرفان اسلامى: ٣/ ٢٨٧.