عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤١ - ٣٤٩ - سود ورع
روزگار و خلاصه فرزندان اين دنياى تنگ و تاريك، آنان كه با اين همه آفات و بليات و آلام و اسقام و امراض و رنجها و اختلافات و نزاعها و طوفانها و حوادث، آرزوى ماندن و خوشى دارند، يا ايمان به خدا و آخرت ندارند، يا تصور مىكنند پس از مرگ خبرى نيست. در هر دو حالت، هم چون كفار مردمى پست و غافل از حقيقتند.
و اما آنان كه به آخرت و معاد و عظمت جهان ديگر و شرف و سرور اهلش و لذت نيكبختان و نعمت و ملكت عالم بعد توجه دارند، براى دلبستگى به دنيا و مغرور شدن به آن و آرزوى خلود، در اين مجلس و دويدن دنبال تكاثر و تفاخر و رياست چه عذرى دارند، بايد گفت: اينان در عقل دچار خلل و در ايمان و عقيده دچار فسادند و به فرموده قرآن.
[و ما يؤمن أكثرهم بالله إلا و هم مشركون].
و بيشترشان به خدا ايمان نمىآورند مگر آن كه [براى او] شريك قرار مىدهند[١].
٣٤٩- سود ورع
ابن سيرين مردى بزاز بود، مىگويد:
در بازار شام در مغازه خود براى فروش پارچه نشسته بودم، زنى جوان وارد مغازه شد در حالى كه حجاب كامل اسلامى را رعايت كرده بود!
از من درخواست چند نوع پارچه كرد، آنچه مىخواست به او عرضه كردم، گفت: پسر سيرين! اينبار پارچه سنگين است و مرا طاقت حمل آن به منزل نيست، شما اينبار را به خانه من بياور و در آنجا قيمتش را از من بستان.
من بىخبر از نقشه شومى كه او براى من كشيده، بار پارچه را به دوش گذاشته و به
[١] - عرفان اسلامى: ٨/ ٢٣٦.