عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨٤ - ٤٨١ - شيطان تو را گيج كرده
روزهاى آخر سفر باز هم به ديدار سيد ميل كرد و براى بار سوم به زيارت آن مرد الهى شتافت، چون وارد منزل شد علما و طلاب ديدند سيد بحرالعلوم با حالى عجيب تا درب منزل به استقبال نراقى شتافت و آن جناب را چون بندهاى در برابر مولا در آغوش گرفت و عجيب و غريب نسبت به آن حضرت رعايت ادب و احترام كرد و وى را تا داخل منزل برد و چون شاگردى در برابر استاد مقابل نراقى نشست و در كمال خضوع و تواضع از آن حضرت پذيرايى كرد.
پس از پايان مجلس سبب برخوردهاى اول و برخورد اخير را از علامه بحرالعلوم پرسيدند، آن جناب جواب داد: من كتاب «جامع السعادات» را مطالعه كردم و آن را در نوع خود بىنظير ديدم، آرزو داشتم مؤلف آن را ببينم و وى را آزمايش كنم كه آيا آنچه در آن كتاب در باب فضايل اخلاقى نوشته در خود او هست يا نه كه وى را در آن دو مجلس امتحان كردم و ديدم از ايمان و اخلاق و حلم و تواضع و صبر و عاقبتبينى بالايى برخوردار است و از اين جهت در مجلس سوم كمال احترام و ادب و خشوع و خضوع را نسبت به وى مراعات كردم كه او مرد دين و پيكره اخلاق و مجسمه عمل صالح است[١].
٤٨١- شيطان تو را گيج كرده
علاء مىگويد: يا اميرالمؤمنين! از دست برادرم عاصم بن زياد به تو شكايت مىكنم.
اميرالمؤمنين ٧ فرمود: عاصم چه كرده است؟ عرض كرد: عبايى پوشيده و از دنيا كناره گرفته است. فرمود: او را نزد من بياوريد، هنگامى كه عاصم به نزد اميرالمؤمنين ٧ آمد حضرت فرمود: اى دشمن جان خود! آيا به خانواده خود رحم نكردى از خدمت آنها سرباز زدى، شيطان تو را گيج كرده[٢].
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٢٨٤.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٢٩٨.