عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠ - ٣ - خوف و محبت نزد عارفان
جواب داد: «أن يؤمنك خوف الله تعالى من كل خوف عن غير خوفه». اين كه تو را از هر ترسى جز ترس از مقام خودش ايمنى دهد.
چون اين بيان از آن بزرگ شنيد، در حالش تغير كلى پديد آمد، نعرهاى زد و بيهوش بيفتاد، پس از ساعتى به هوش آمد، از آن عارف پرسيد: چگونه در دل بنده خوف پروردگار پديد آيد؟
گفت: چون انسان از عوالم ديگر پاى بدين عالم نهد، از هيچ راه تندرستى نخواهد داشت، به منزله عليل و سقيم خواهد بود و عليل دفع علت را به ناچار با غذا خوردن كند و بر كراهت دارو صبر نمايد از خوف گزيدن فنا بر بقا.
چون اين الفاظ از شيخ بشنيد، چنان فريادى كشيد كه جالسين مجلس را گمان اين شد كه روح از بدنش مفارقت نمود، پس از لحظهاى سر برداشت پرسيد:
«ما علامة المحبة لله تعالى»؟ علامت عشق به خدا چيست؟
گفت: «يا حبيبى إن درجة المحبة لله رفيعة». اى دوست جانى، مقام دوستى با خدا بس بلند است.
آنگاه از شيخ تمنا كرد آنچه را گفتى براى من توضيح بده گفت:
«يا حبيبى إن المحبين لله تعالى شق لهم عن قلوبهم فأبصروا بنور القلوب إلى جلال عظمة الإله المحبوب، فصارت أرواحهم روحانية، وقلوبهم حجبية، وعقولهم سماوية تشرح بين صفوف الملائكة الكرام، وتشاهد تلك الأمور باليقين والعيان فعبدوه بمبلغ استطاعتهم له طمعا فى جنته ولا خوفا من ناره».
قلوب دوستان حق مىشكافد، قدر و بزرگى و عظمت آن محبوب را به روشنايى دل مىگيرند، جانهايشان صافى شده و دل آنان پردهدار عظمت حق گردد و عقلهايشان آسمانى شود، در ميان صفوف ملائكه بزرگوار مىروند و هرچه خواهند به يقين و عيان مشاهده كنند، در حد طاقت بندگى كنند و بندگى آنان خالص براى خدا باشد، نه به طمع بهشت و نه به خاطر ترس از جهنم.