عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٢ - ٢١٤ - همانند كلاغى كه نوك بزند
خداوند به موسى فرمود: مىدانى چرا از ميان بندگانم تو را براى شنيدن كلامم به نحو مستقيم انتخاب كردم؟ عرضه داشت: نه. خطاب رسيد: به خاطر اينكه در عبادت و بندگى همانندت را نيافتم كه نسبت به من در نفس خود به اين اندازه با تواضع باشد. اى موسى! تو بندهاى هستى كه در پيشگاه من به وقت نماز صورت بر خاك مىگذاشتى.
به قول فروغى:
|
گر زغلاميش نشانت دهند |
سلطنت كون و مكانت دهند |
|
|
بنده او شو كه به يك التفات |
خواجگى هر دو جهانت دهند |
|
|
سر به خط ساقى گلچهره نه |
تا زقضا خط امانت دهند |
|
|
باده مستانه بنوش آشكار |
تا خبر از راه نهانت دهند |
|
|
تا نرسد جان تو بر لب كجا |
نوشى از آن كنج دهانت دهند[١] |
|
٢١٣- در قبر
زمانى كه عبد را در قبرش بگذارند و كسانش او را رها كرده و برگردند، ميت صداى كفش آنان را در بازگشتشان مىشنود؛ در اين وقت دو ملك حق براى رسيدگى به حساب او سر مىرسند، اگر او بنده مؤمن خدا باشد، مكانش را در بهشت به او نشان مىدهند و اگر بندهاى باشد كه نسبت به نعمتهاى الهى ناسپاسى كرده و راه كفر پيش گرفته با پتكى از آهن جهنم بين دو گوشش مىزنند كه هر چه جز جن و انس است، صداى وحشتآور و دهشتزاى آن را مىشنوند!![٢]
٢١٤- همانند كلاغى كه نوك بزند
امام باقر ٧ مىفرمايد: پيامبر عزيز اسلام ٦ در مسجد نشسته بودند كه مردى وارد
[١] - عرفان اسلامى: ٥/ ٢٢.
[٢] - عرفان اسلامى: ٥/ ٣٤.