عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٣ - ٣٢٩ - سعدى و قناعت
و به خاموشى ادامه مىدادند[١].
٣٢٧- راحتى
در حديث قدسى آمده: بندگان من در اين جهان به دنبال يافتن چيزى هستند كه من خلق نكردهام و آن راحتى است[٢].
٣٢٨- اى جوانان بكوشيد
از عارفى روايت كردهاند كه گفت:
از خال خود شنيدم كه مىگفت: اى جوانان! بكوشيد و سعى كنيد پيش از آن كه هم چون من ضعيف شويد و در تقصير بمانيد.
و آن عارف گفت:
در آن وقت كه او اين سخن مىگفت، هيچ جوانى در عبادت كردن به وى نمىرسيد و طاقت مجاهده وى نداشت!![٣]
٣٢٩- سعدى و قناعت
١- حاتم طايى را گفتند: از خود بلند همتتر در جهان ديدهاى يا شنيدهاى؟ گفت:
بلى، روزى چهل شتر قربان كرده بودم و امراى عرب را به مهمانى خوانده، پس به گوشه صحرايى به حاجتى رفته بودم خاركنى را ديدم پشته خارى فراهم آورده، گفتمش: به مهمانى حاتم چرا نروى كه خلقى بر سماط او گرد آمدهاند؟ گفت:
[١] - عرفان اسلامى: ٨/ ٣٩.
[٢] - عرفان اسلامى: ٨/ ٤٠.
[٣] - عرفان اسلامى: ٨/ ٦٤.