عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٥ - ٣١٥ - انديشه در موت
مردم شهر گفتند: ما كه اين بزرگان را با اين وضع يافتهايم، براى اين جهت بوده كه بدانيم وعده حق نسبت به روز قيامت متين و صحيح است و در برپا شدن محشر شكى نيست، سپس به اختلاف نظر پرداختند؛ عدهاى گفتند: ساختمانى به روى آنان بنا كنيم، گروهى كه زمام كار را در دست داشتند، نظر دادند كه مسجدى روى بدن آنان بنا شود، ولى خداوند از وضع آنان آگاهتر است[١].
٣١٤- اگر لقاء مرا دوست دارى
امام صادق ٧ مىفرمايد:
به يكى از انبياى بنى اسرائيل وحى شد: اگر لقاى مرا در فرداى قيامت در حظيره قدس دوست دارى، در دنيا تنها، غريب، غصه دار و وحشتزده از مردم باش، همانند پرندهاى تنها كه در سرزمين بىآب و علف پر مىزند و از سر درختان مىخورد و از آب چشمهها مىآشامد و چون شب مىرسد به لانه تنهايى مىرود و از بودن با طيور مىپرهيزد، با پروردگارش انس مىگيرد و از طيور وحشت مىكند.
اين تنهايى و غربت و حزن و غصه و وحشت كه در روايت دستور داده شده در برابر بدكاران جامعه است، يعنى آنان كه يك پيامبر ٦ يا يك انسان صالح از هدايت آنان مأيوس است و بودن با آن ها، جز ضرر و خسارت، سودى براى انسان ندارد[٢].
٣١٥- انديشه در موت
من شخصى را مىشناختم كه به انواع معاصى آلوده بود، امر به معروف و نهى از منكر در او اثر نداشت، از دين بىخبر و نسبت به هر گناهى، اهل عمل بود.
[١] - عرفان اسلامى: ٧/ ٢٤٧.
[٢] - عرفان اسلامى: ٧/ ٢٥٥.