عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٩٢ - ٤٩١ - مالك اشتر و مسأله عفو
خزانههاى دانش رسيدهام[١].
٤٩٠- از آنان بگذر
مردى از آزار خدمهاش به رسول خدا ٦ شكايت برد، حضرت فرمود: از آنان گذشت كن كه گذشت باعث اصلاح دل آنان است، عرض كرد: در بىادبى متفاوتند. فرمود: برو از آنان بگذر[٢].
٤٩١- مالك اشتر و مسأله عفو
او انسانى والا و موجودى الهى و وجودى ملكوتى و مجسمه اعتقاد و اخلاق و عمل صالح بود و آنچه اميرالمؤمنين ٧ در كرامت و بزرگوارى آن جناب فرموده درباره كمتر كسى گفته شده است.
به هنگامى كه در اوج قدرت واقتدار و عظمت بود و فرماندهى لشگر عراق را به عهده داشت و نام مباركش لرزه به تن مخالفان مىانداخت وارد بازار كوفه شد، چون هميشه در لباس مساكين و فقرا بود و نشانى براى شناخته شدن نداشت در جمع كسانى كه او را نمىشناختند مورد توجه قرار نمىگرفت.
شخصى براى بازيگرى و خنداندن ديگران آن جناب را مورد اذيت و آزار و توهين قرار داد، آن مرد با كرامت و صاحب دل بدون اين كه به شوخى كننده توجه كند راهش را ادامه داد. مردى كه ناظر بىتربيتى آن شخص بود جلو آمد و وى را گفت: اين شخص را شناختى؟ گفت: نه، گفت: اين انسان بىنظير و گوهر گرانبهاى صدف دين مالك اشتر
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٣٦٢.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٣٨٠.