عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٩ - ١٠٣ - عالمان هوىپرست، اساس حكومت بنىاميه
معاويه پايهگذار حكومت اموى، با تكيه بر عالمان هوىپرست، خود را مسلمان جا زده بود و تمام جنايات خود را در پوشش فتواهاى عالمان كثيف و پستى همچون سمرة بن جندب و ابوهريره تصحيح مىكرد و به محض اين كه بر اثر مظالم و خيانتهايش، مورد سؤال مسلمانان قرار مىگرفت، از آنگونه عالمان براى تبرئه خود كمك مىخواست؛ آنها هم با گرفتن اندكى رشوه به عنوان اين كه سالها در مصاحبت رسول اكرم ٦ بودند، احاديثى برابر با مذاق حكومت معاويه و براى پاك كردن او از قول پيامبر ٦ جعل مىكردند و به خورد توده مردم كه از خط تحقيق و علم جدا بودند، مىدادند و با استفاده از ايمان مردم به پيامبر ٦، اينچنين وانمود مىكردند كه معاويه كارهايش بر طبق اصول اسلام و سنت رسول الله ٦ است و از همين راه بود كه پايههاى حكومت اموى، به عنوان حكومت مذهبى و جانشينى از رسول اكرم ٦ محكم و استوار مىشد و با تكيه بر آن عالمان هوىپرست بود كه هر جنايتى خواست، خود و دودمانش مرتكب شدند، جناياتى كه از نظر كميت و كيفيت در تاريخ سابقه ندارد. راستى اگر گفته شود آلودگى آن عالمان از معاويه بيشتر بود و عذاب آنان در قيامت سختتر خواهد بود، سخنى به گزاف گفته نشده است.
رشوه دادن معاويه، براى جعل حديث از قول پيامبر، آن هم در جهت استحكام پايههاى حكومت اموى در جامعه و كوبيدن بهترين عباد خدا، آن قدر بالا گرفت كه پس از سمره و ابوهريره، عدهاى بىكار و شكمپرست به فكر جعل حديث افتادند و از اين راه به نان و نوايى رسيدند. جعل حديث از قول پيامبر ٦ و پخش آن در ميان مردم پس از مدتى، شناخت اسلام راستين را با مشكل عجيبى روبرو كرد!!
بيداران راه خدا، با راهنمايى قرآن و ائمه طاهرين، براى بازشناساندن اسلام محمدى، از اسلام اموى چه رنجها كه نبردند، چه زندانها كه نرفتند، چه شكنجهها كه نشدند و چه شهداى والا مقامى كه تقديم مكتب پاك اسلام نكردند!!